سيد علي اكبر قرشي

164

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

آنحضرت در بصره انس بن مالك را پيش طلحه و زبير فرستاد و فرمود بعضى از آنچه از رسول خدا ص دربارهء آنها شنيده‌اى ( كه فرموده در آينده با على جنگ خواهيد كرد و ناحق خواهيد بود ) به آن دو بگو ، انس رفت و چيزى نگفت و برگشت و به آنحضرت گفت : آنچه از رسول خدا ص شنيده‌ام فراموش كرده‌ام ، امام عليه السلام كه مى دانست دروغ مى گويد دلش آتش گرفت و فرمود : « ان كنت كاذبا فضربك الله بها بيضاء لامعة لا تواريها العمامة » حكمت 311 . اگر دروغ مى گوئى خدا به علت آن دروغ ( كذبة ) سفيدى آشكارى ( برص ) بر تو وارد كند كه عمامه آن را نپوشاند . غرض از « بيضاء » چنان كه سيد رضى فرموده : برص است انس بن مالك بعد از آن نفرين ، برص گرفت از پيشانيش ، كه مخفى كردن آن مقدور نبود چون از وى علت انرا سئوال مى كردند ، مى گفت : دعاى آن بندهء صالح مرا گرفت مشروح قضيهّ در الغدير ج 1 ص 192 - 195 ديده شود . و در مقام نصيحت فرموده : « و لا تكونوا كجفاة الجاهليّة لا فى الدين يتفقّهون و لا عن الله يعقلون كقيض بيض فى اداح يكون كسرها وزرا و يخرج حضانها شرا » خ 166 ، 240 « قيض » هم به معنى شكستن آيد و هم پوست تخم مرغ « اداح » جمع ادحىّ محل تخم گذارى شتر مرغ را گويند . « حضان » نگاه داشتن يعنى مانند اشخاص تو خالى جاهليت نباشيد كه نه تفقّه در دين داشتند و نه تعقّل دربارهء خدا ، مانند شكستن تخمها در لانه‌ها ، كه شكستن آنها گناه ، ولى شايد تخم اژدها باشد كه نگهداريش شرّ به وجود آورد ، محمد عبده « قيض » را پوست تخم مرغ معنى كرده است ، ابن ميثم در شرح اين سخن فرموده : مانند كسى نباشيد كه اگر فشار بر او وارد شود گناه است و اگر وارد نشود شايد ظالم و طاغى تربيت شود . ايضا در خطبه‌هاى 7 و 165 سه بار و 91 و 76 و نامه 52 اين كلمه آمده است . بيع : فروختن . راغب در مفردات گويد : بيع دادن جنس و اخذ قيمت ، شراء دادن قيمت و گرفتن جنس است طبرسى آن را تجارت معنى كرده است دربارهء مردان