سيد علي اكبر قرشي
163
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
آمدن عذاب در شب است . بيت : اطاق . خيمه . « البيت : المسكن سواء كان من شعر او مدر » راغب گويد جمع بيت ، بيوت و ابيات است اما بيوت مخصوص بمسكن و ابيات مخصوص به شعر است ، اين لفظ به صورت مفرد و جمع بيست و پنج بار در « نهج » آمده است . در رابطه با قبر فرمايد : « فياله من بيت وحدة و منزل وحشة و مفرد غربة » خ 157 ، 222 و در رابطه با تسلط بنى اميه فرموده : « فعند ذلك لا يبقى بيت مدر و لا و بر الا و ادخله الظلمة ترحة و اولجوا فيه نقمة » خ 158 ، 223 ، آنوقت نه خانه خشتى و نه چادرى مى ماند مگر آنكه ظالمان به آن حزنى داخل كنند و عذابى در آن فرود آورند . « ابيات » گاهى به معنى مساكن آمده است چنان كه به عامل صدقات مى نويسد : « فاذا قدمت على الحّى فانزل بمائهم من غير ان تخالط ابياتهم » نامه 25 ، 380 ، گاهى از « بيت » شرافت و عظمت و اصالت قصد مىشود و « بيوتات » در آن به كار مى رود چنان كه به مالك اشتر مى نويسد : « ثم الصق بذوى المروءات و الاحساب و اهل البيوتات الصالحة و السوابق الحسنة » نامهء 53 ، 433 . بيد : ( بر وزن قيد ) هلاكت . « باد يبيد بيدا : هلك » از اين ماده فقط يك مورد در « نهج » ديده مىشود كه در رابطه با دنيا فرموده : « غرّارة ، ضرّارة ، حائلة زائلة ، نافدة بائدة ، اكّالة غوّالة » خ 111 ، 164 دنيا فريبنده است و ضرر رسان ، متغير است و زايل شونده ، تمام شدنى است و فانى شونده ، خورنده است و هلاك كننده . بيداء : بيابان خالى . « البيداء : الفلاة » جمع آن « بيد » بر وزن شير است ، كه تنها يك دفعه در « نهج » يافته است آنجا كه دربارهء خلقت زمين فرموده : « و فرّقها فى سهوب بيدها و اخاديدها و عدّل حركاتها بالراسيات من جلاميدها » خ 91 ، 132 « سهوب » جمع سهب به معنى زمين خالى و فلاة است يعنى خداوند چشمهها را در زمينهاى بيابانهاى آن پراكنده كرد و حركات انرا با كوهها و صخرههاى ثابت تعديل فرمود . بيض : بياض : سفيدى ، ابيض : سفيد ، جمع آن بيض به كسر اوّل است ، بيضه : تخم مرغ جمع آن بيض بفتح اول مى باشد اين كلمه به اين دو معنى هشت بار ، در كلام حضرت آمده است .