سيد علي اكبر قرشي
153
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
اين ماده فقط سه بار در « نهج » آمده است چنان كه فرموده : « هذا و لم يأتهم يوم فيه يبلسون » حكمت 367 و نيز خ 190 ، 281 و دربارهء ميّت فرموده : « ثم ادرج فى اكفانه مبلسا و جذب منقادا سلسا » خ 83 ، 113 ، نا اميد و متحيّر در كفنهايش پيچيده شده و به طور تسليم شده و به آسانى به طرف قبر كشيده شد . ابليس : دوازده بار در « نهج » به كار رفته ، به نظر مى آيد به علت يأس از رحمت خدا ، به شيطان ابليس گفته شده و آن وصف است نه اسم ، در مجمع البيان هست كه : ابليس نام غير عربى است و قومى گفتهاند : عربى است و از ابلاس مشتّق است ، در صحاح و قاموس آن را عربى و از ابلاس گرفته است در خطبهء قاصعه در ذمّ كبر فرموده : « فاعتبروا بما كان من فعل الله بابليس اذا حبط عمله الطويل و جهده الجهيد و كان قد عبد الله ستّة الاف سنة . . . عن كبر ساعة واحدة » خ 192 ، 287 ، عبرت بگيريد از آنچه خدا با ابليس كرد كه عمل طولانى و تلاش كامل او را در اثر تكبّر ساعتى باطل كرد با آنكه شش هزار سال به خدا عبادت كرده بود و به حارث همدانى مينويسد : « و احذر الغضب فانهّ جند عظيم من جنود ابليس » « نامهء 69 ، 460 ، و در رابطه با استكبار ابليس فرموده : « اعترضته الحميّة فافتخر على آدم بخلقه و تعصّب عليه لاصله فغدوّ الله امام المتعّصبين و سلف المستكبرين الذى وضع اساس العصّبية . . . الا ترون كيف صغّر الله بتكبرّه و وضعه بترفّعه » خ 192 ، 286 . و در همين خطبه ابليس را فرشته ( ملك ) شمرده و فرموده است « فاعتبروا بما كان من فعل الله بابليس . . . من كبر ساعة . . . كلّا ما كان الله سبحانه ليدخل الجنة بشرا بامر اخرج به منها ملكا » خ 192 ، 288 يعنى : عبرت گيريد از آنچه خدا با ابليس كرد در اثر تكبر ساعتى ، نه هرگز خدا بشرى را به بهشت در اثر تكبّر داخل نخواهد كرد با آنكه بدان وسيله ملكى را از آن بيرون كرده است . بلعوم : حلقوم . « البلعوم : مجرى الطّعام فى الحلق » اين كلمه فقط يك بار در « نهج » آمده است آنجا كه در وصف معاويه فرموده : « اما انهّ سيظهر عليكم بعدى رجل رحب البلعوم مندحق البطن . . . » خ 57 ، 92 ، بعد از من مردى گشاد حلقوم ( شكم پرست پرخور و آويزان شكم ) بر شما مسلط خواهد شد ، مشروح سخن در « برء -