سيد علي اكبر قرشي
13
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
داشتن آن نتيجهاش به وجود آمدن افعى است . يعنى خردسالان شما به بزرگسالان اقتدا و پيروى كنند و بزرگسالان به خردسالان مهربان باشند ، مانند جاهلان تندخوى جاهليت نباشيد كه نه در دين علمى دارند و نه از خدا مى شنوند ، رفتار با آنها مانند شكستن تخمى است در لانه و گودال شتر مرغ كه شكستن آن گناه است و نگاه داشتنش شرّ بار مى آورد كه شايد تخم افعى و اژدها باشد . 3 - در مذمّت يارانش اين تشبيه عجيب را به كار مى برد كه انسان از ديدن آن انگشت حيرت به دندان مى گيرد : « اريدان اداوى بكم و انتم دائى كناقش الشوكة بالشوكة و هو يعلم انّ ضلعها معها » خطبهء 121 ، 177 « ضلع » مثل عقل به معنى ميل است : « ناقش الشوكة » كسى كه مى خواهد خار را از پا مثلا خارج كند ، مى فرمايد مى خواهم درد خودم و درد جامعه را با شما دوا كنم ولى مى بينم كه درد من خود شما هستيد ، حكايت من با شما در اين كار مانند كسى است كه خار را با خار از بدن خارج مىكند در حالى كه مىداند ميل اين خار مانند خار اوّل ماندن در بدن است چه تشبيه بى نظيرى كه به احتمال قوى فقط از زبان حضرت شنيده شده است . 4 - در اينكه بعد از قتل عثمان چطور مردم به بيعت حضرت هجوم آوردند در يك بيان عجيب و بى نظير مى فرمايد : « و بلغ من سرور الناس ببيعتهم ايّاى ان ابتهج بها الصغير و هدج اليها الكبير و تحامل نحوها العليل و حسرت اليها الكعاب » خطبهء 229 ، 351 يعنى : خشنودى مردم در بيعت من بدانجا رسيد كه خردسالان شادمان شدند ، و سالخوردگان لرزان لرزان به طرف آن آمدند ، و مريضان با تحمل فشار و دختران جوان ( شايد براى ديدن ) سر برهنه به طرف آن دويدند اين چه ترسيم عجيبى است كه امروز هم مردم از گفتن چنين كلامى عاجزند . 5 - گويا دربارهء صفّين كه فتح نزديك بود ولى حضرت را مجبور به قبول