سيد علي اكبر قرشي
14
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
حكميّت كردند فرموده است : مردم عراق : شما نظير آن زن حامله مى مانيد ، كه چون بچهّ در شكمش تمام و كامل شد آن را سقط كرد ، آنگاه شوهرش مرد و بى سرپرست ماند ، بى شوهر ماندنش طولانى شد ، سپس بدون فرزند و بدون وارث از دنيا رفت و اقوام دور وارث او شدند : « اما بعد يا اهل العراق فانما انتم كالمرأة الحامل ، حملت فلما اتمّت املصت و مات قيّمها و طال تأيمها و ورثها ابعدها » خطبهء 71 ، 100 ، نمى شود ادعّا كرد كه اين بيان قبل از آن حضرت از كس ديگرى نقل شده باشد ، اكنون نيز كسى چنين سخنى نمى تواند بگويد . 6 : در انكار و عدم وقوع چيزى سوگند عجيبى مى خورد و كلام عجيبى تكلّم مىكند : « لا و الذى امسينا منه فى غبر ليلة دهماء تكشر عن يوم اغّر ما كان كذا و كذا » حكمت 277 ، 525 « غبر » مثل قفل به معنى باقى مانده و « كشر » اشكار كردن است ، مراد از « الذى » خداى تعالى مى باشد يعنى : سوگند به خدائى كه از لطف او در بقيهّء شب تاريكى به سر مى بريم كه روز روشن را آشكار مىكند ، چنين و چنان نبوده است . ظاهرا سيّد رضى رضوان اللّه عليه چيز ديگرى دربارهء اين سخن پيدا نكرده و شارحان نهج البلاغه نيز چيزى نگفتهاند در لغت آمده : « كشر عن اسنانه : ابداها » 7 - آنگاه كه خوارج در نهروان تار و مار شدند ، گفتند : يا امير المؤمنين خوارج همه كشته شدند ، فرمود : كلّا و اللّه انهّم نطف فى أصلاب الرجال و قرارات النساء كلما نجم منهم قرن قطع حتى يكون آخرهم لصوصا سلابّين » خطبهء 60 ، 93 نه به خدا قسم : آنها نطفههائى هستند در پشتهاى مردان و رحمهاى زنان هر وقت شاخى از آنها برويد ( شخصى آشوب كند ) بريده و كشته شود و در آخر به صورت دزدان غارتگر در مى آيند ، در اينجا قطع نظر از ترسيم عالى و عظمت محتوا ، خبر از غيب نيز وجود دارد ، بعد از آن حضرت ، خوارج عرض اندامى نتوانستند بكنند ، بلكه توسط خلفاى جور متلاشى و تار و مار شدند ، و غرض امام عليه السلام آن است . كه اگر خود خوارج هم از بين بروند فكر خارجى در ميان مردم