سيد علي اكبر قرشي

103

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

عليه السلام است . بنا به نقل المعجم المفهرس لالفاظ نهج البلاغه : صد و سيزده بار در « نهج » كلمهء « و آله » به كار رفته است . اول : مقابل آخر و آن وصف است مؤنّث آن اولى است مثل اخرى . چنان كه فرموده : « اوّل ما تغلبون عليه من الجهاد ، الجهاد بايديكم ثمّ بالسنتكم ثم بقلوبكم » حكمت 375 ، اولين جهاديكه در آن مغلوب شده و دست بر مى داريد ، جهاد با دست و سلاح است ، بعد جهاد با زبان « امر بمعروف و نهى از منكر » و بعد جهاد با قلب ، حتّى منكر را در قلب هم ناخوش نمى داريد . اين لفظ به صورت جمع و مفرد و مؤنث و مذكّر حدود هشتاد و چهار بار در « نهج » به كار رفته است . آلت : وسيله ، سبب ، اين لفظ به صورت مفرد پنج بار و بلفظ جمع ( آلات ) يك بار در « نهج » آمده است ، آنحضرت در رابطه با كار خداوند فرموده : « فاعل لا بمعنى الحركات و الآلة » خ 1 ، 40 يعنى كار خداوند مانند موجودات مادى به وسيله حركت اعضاء و به وسيلهء ابزار كار نيست بلكه به طور مشيّت است ( إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أرَدَنْاهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ) نحل 40 . و نيز فرموده است : « آلة الريأسة سعة الصدر » حكمت 176 ايضا درباره حق تعالى فرموده : « و لا يحسب بعدّ و انما تحّد الادوات انفسها و تشير الالات الى نظائرها » خ 186 ، 273 ، خدا با شمارش حساب نمى شود ، ادوات فقط خود را تعريف توانند كرد نه خدا را و وسائل فقط به خود اشاره توانند كرد و نه به خدا ، رجوع شود به لفظ « اللّه » . آن : اكنون . حالا . آن اسم وقتى است كه در آن هستى . « عباد اللّه الآن فاعملوا و الالسن مطلقهء و الابدان صحيحة » خ 196 ، 311 ، در نسخهء صبحى صالح « فاعلموا » از مادهء « علم » نقل شده است ، اين كلمه شش بار در « نهج » آمده است . اوان : وقت ، جمع آن « آونه » است ، در رابطه با احاطهء خداوند فرموده : « و انهّ لبكّل مكان و فى كلّ حين و اوان و مع كلّ انس و جان » خ 195 ، 309 و در مقام موعظه فرموده است : « فليعمل العامل منكم فى ايّام مهله قبل ارهاق اجله و فى فراغه قبل اوان