سيد علي اكبر قرشي

104

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

شغله » خ 86 ، 116 عمل بكند عمل كننده از شما در ايام مهلتهايش پيش از احاطه اجلش و در فراغت پيش از وقت مشغول بودنش ، در رابطه با بى وفائى دنيا و زودگذر بودن عمر فرموده : « فهل ينتظر . . . اهل غضارة الصحّة الّا نوازل السقم و اهل مدّة البقاء الّا آونة الفناء . . . » خ 83 ، 110 ، آيا منتظر مىشود . . . اهل وسعت صحت مگر آينده‌هاى مرض را و آيا انتظار مى كشد اهل مهلت بقاء مگر اوقات فنا را ، لفظ « اوان » شش بار و « آونه » فقط يك بار در « نهج » يافته است . آه : كلمهء دردمندى و شكايت و حسرت است : « آه من قلّة الزاد و طول الطريق و بعد السفر و عظيم المورد » حكمت : 77 ، اى حسرت از كمى توشه و طول راه ، و دورى سفر آخرت و عظمت محل ورود ( آخرت ) در رابطه با امامان اهل بيت فرموده : « اولئك خلفاء اللّه فى ارضه و الدعاة الى دينه آه آه شوقا الى رؤيتهم » حكمت 147 ، لفظ « آه » فقط اين دو مورد را در « نهج » دارد . اوه : تأسف . كلمه‌ايست كه در مقام ناليدن از درد و فشار گفته مىشود و در « نهج » فقط يك دفعه به كار رفته است ، آنجا كه امام عليه السلام يكهفته به شهادتش مانده خطبه‌اى خواند و از رجالى مانند عمار ، ابن تيهان و ذو الشهادتين كه در صفين شهيد شده بودند ياد كرد و با سينه‌اى گداخته در حالى كه دست به محاسنش زده و اشك چشمش جارى بود فرمود : « أوهّ على اخوانى الذين تلوا القرآن فاحكموه و تدّبروا الفرض فاقاموه ، أحيوا السّنة و اماتوا البدعة ، دعوا للجهاد فاجابوا » خ 182 ، 264 ، تأسف و حسرت بر برادر اينكه قرآن را خوانده و آن را جدى گرفتند و در واجب فكر كرده و عمل نمودند ، بدعت را ميرانده و سنّت را احياء كردند ، به جهاد دعوت شدند و اجابت نمودند . اوى : نازل شدن ، لاحق شدن . « اويت منزلى و اليه : نزلته » - « اوى الى كذا : انضّم اليه » خلاصه اينكه به معنى پناه بردن و مأوى گزيدن به كار رود ، در خطبهء قاصعه راجع به سرگردانى يهود فرموده : « لا يأوون الى جناح دعوة يعتصمون بها » خ 192 ، 297 لاحق نمى شدند به طرف دعوت رسولى كه چنگ بزنند به دعوت او : و دربارهء زمان بعد از خود فرموده : « منهم تخرج الفتنة و اليهم تأوى