عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
548
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
78 كلّ مؤن الدّنيا خفيفة على القانع و الضّعيف همه اسبابهاى رنج و اندوه جهان بر شخص قناعت كننده و ناتوان سبك است . 79 كلّ يحصد بما زرع و يجزى بما صنع : هر كس هر چه كاشته همان را مى درود و هر كار كه كرده است مزد همان را مى گيرد . 80 كلّ شيء يستطاع الّا نقل الطّباع : انجام هر كارى ممكن است مگر بر گرداندن طبعها و خوها ( كه كار بسيار مشكلى است بلكه در شمار معجزات است و بزرگترين معجزات پيغمبر اسلام همان تغيير دادن عادات اعراب است ) 81 كلّ شيء من الاخرة عيانه اعظم من سماعه هر چيزى كه از چيزهاى آخرت ديدنش از شنيدنش ( بسيار ) بزرگتر است . 82 كلّ شيء من الدّنيا سماعه اعظم من عيانه هر چيزى از دنيا شنيدنش بزرگتر از ديدنش مىباشد ، ( سرورش همه سوك و آبش سرابى بيش نيست ) . 83 كلّ بلاء دون النّار عافية : هر گرفتارى جز آتش دوزخ رستگارى است ( آتش دوزخ است كه بشر از آن رهائى ندارد ) . 84 كلّ امرء طالب امنيتّه و مطلوب منيّتة : هر مردى مرگ خويش را جويا و خودش جستهء شدهء مرگ است . 85 كلّ شيء يحتاج الى العقل و العقل يحتاج الى الأدب : همهء چيزها نيازمند خرداند و خرد نيازمند دانش و كمال است ( و مرد خردمند تا دانشمند نباشد خردمند نيست ) . 86 كلّ شيء يعزّ حين يندر الّا العلم يعزّ حين يغزر : هر چيزى هنگامى كه كم شود ارجمند و عزيز گردد جز دانش كه هنگامى كه افزون گردد ارجمند شود 87 كلّ نعمة انيل منها المعروف فانّها مامونة السّلب محصّنة من الغير : از هر نعمتى انسان بخوشى و نيكى نائل مى گردد ( و بايد با آن نعمت با ديگران نيكى كند ) زيرا كه آن نعمت وسيلهء ريزش و بخشش مال و آن نعمت را از تغييرات و از دست رفتن نگهدارى مىكند . 88 كلّ مودّة مبنيّة على غير ذات اللّه سبحانه ضلال و الاعتماد عليها محال : هر دوستى كه بنايش براى غير خاطر خدا باشد آن دوستى گمراهى و تكيه كردن بر آن مشكل و محال است . 89 كلّ احوال الدّنيا زلزال و ملكها سلب