عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
532
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
هويدا گرديد و پيش از سينهاش را به زمين زد و در جاى خود خوابيد و جاى گرفت . 90 قد مهلوا فى طلب المخرج و هدوا سبيل المنهج : البتهّ اين مردم را در پيدا كردن راه فرار ( از آتش دوزخ ) مهلت دادند و راه و روش را نشانشان دادهاند . 91 قد شخصوا عن مستقرّ الأجداث و صاروا الى مقرّ الحساب و اقيمت عليهم الحجج : البتهّ اين مردم را از مركز و قرارگاه قبرها برانگيزانند و بجايگاه حسابشان بدارند و حجّتها را بر آنان اقامه نمايند ( خنك آن راد مرديكه در دنيا بكردار نيك برخاسته و در نزد پروردگارش از عهدهء حساب و جواب بتواند برآيد ) . 92 قد سمّى اللّه سبحانه اثاركم و علم اعمالكم و كتب آجالكم : البتهّ پاك پروردگار آثار و كردار شما را نشانه گذارده و كارهاى شما را ميداند و اجلهاى شما را ( در لوح مقدّر و محفوظش نوشته است ) . 93 قد خاضوا بحار الفتن و اخذوا بالبدع دون السّنن و توغّلوا الجهل و اطرحوا العلم ( علماء دنيا پرست و دربارى و قاضيان رشوه خوار از خدا بى خبر ) بدرياهاى فتنهها فرو رفتند و سنّت را رها كردند بدعت را گرفتند علم را انداختند و در درهّء جهل و نادانى سرازير گرديدند ( واى كه ملّتها در هر قرنى از دست اينان چه كشيدند و بايد بكشند ) 94 و قال عليه السّلام فى حقّ من ذمهّ : قد احرقت الشّهوات عقله و اماتت قلبه و أولهت عليها نفسه : آن حضرت عليه السّلام در بارهء كسى كه او را نكوهش ميكرد فرمود شهوتها عقل او را سوزانده و دلش را شكستهاند و نفس او را بر خويش شيفته و عاشق ساختهاند ( و او را بجز راندن شهوت از هر كار خيرى باز داشتهاند ) . 95 و قال عليه السّلام فى حقّ من اثنى عليه : قد احيى عقله و امات شهوته و اطاع ربهّ و عصى نفسه : ( آن مرد خداپرست ) عقلش را زنده كرده و شهوتش را ميرانده بفرمان بردارى پروردگار و نافرمانى نفسش بر خاسته است . 96 قد اصبحنا فى زمان عنود و دهر كنود يعدّ فيه المحسن مسيئا و يزداد الظّالم فيه عتوّا ( اى گروه مردم ) ، ما در زمانى سركش و دورانى ناسپاس گذار واقع شدهايم ، روزگارى كه نيكوكار در آن بد كار بشمار مى آيد و ستمگر در آن بسر كشى مى افزايد ( در چنين دوران و زمانى كه سركشان و ستمگران سر كاراند