عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

533

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

چه بهتر كه انسان پاى در دامن دل پيچيد و در خانه‌اش بعبادت پروردگارش پردازد ) . 97 فى ذكر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قد احقر الدّنيا و هوان بها و هوّنها و علم انّ اللّه زواها عنه اختيارا و بسطها اختبارا : و آن حضرت عليه السّلام در بارهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمودند : رسول خدا كار جهانرا آسان گرفت و آن را خوار داشت و ( اين نكته را ) دانست كه خدا از روى اختيار دنيا را از وى گردانده و براى امتحان و آزمايش ( درهاى مال و جاه ) آن را به روى ديگران گشوده است ( فلذا آن حضرت هم طبق خواستهء خدا رفتار كرد تا جائى كه وقتى وارد خانه پارهء جگرش زهراى اطهر شده پيراهن رنگينى بر تنش ديد با حال دگرگون از خانهء زهرا بيرون شد فاطمه سلام اللّه عليها ، هم فورا آن را به ديگرى بخشيد ) . 98 قد تواخى النّاس على الفجور و تهاجروا على الدّين و تحاببوا على الكذب و تباغضوا على الصّدق : مردم بر فسق و فجور با هم برادرى كردند و از دين دورى گزيدند و بر سر دروغ با هم دوستى نمودند و بر راستى دشمنى ورزيدند ( عذر و خيانت جاى مهر و ديانت را گرفت و اسلام مقلوب گرديد و همچون پوستينى شد كه آن را وارونه بدوش گيرند ) . 99 قد ظهر اهل الشّرّ و بطن اهل الخير و فاض الكذب و غاض الصّدق : زشتان پيدا شدند ، و نيكان پنهان گرديدند ( سرچشمهء ) دروغ پيدا و جارى گرديد ( درياى پر فيض ) صدق و راستى كم شد و خشكيد ) . 100 قد اوجب الأيمان على معتقده اقامة سنن الأسلام و الفرض : البتهّ ايمان عقيده‌مند بخويش را وادار مىكند كه واجب و سنّتهاى اسلام را بر پاى دارد ( و آنها را به كار بندد ) . 101 قد استدار الزّمان كهيئة يوم خلق السّموات و الأرض : روزگار گردش مىكند به همان تركيب روزى كه ( خداوند ) آسمانها و زمينها را خلق كرد ( و همچنان بر مدار خويش است تا روزى كه آسمانها و زمينها در هم نور ديده شوند ) . 102 قد كثر القبيح حتّى قلّ الحياء منه : ( در ميان مردم ) زشتكارى آن قدر بسيار شده است كه ديگر حياء از آن كم شده ( و خلايق آشكارا