عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

506

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

دانشش مىباشد . 2 غناء الجاهل بماله : نادان دارائيش بمالش مىباشد . 3 غيرة الرّجل أيمان : غيرتمندى مرد ( در بارهء ناموسش ) ايمان است . 4 غيرة المرأة عدوان : غيرتمندى زن ( در بارهء شوهرش اگر زن ديگرى گرفت و او رشك برد ) ستمكارى و دشمنى است . 5 غيرة الرّجل على قدر انفته : غيرت مرد باندازهء بزرگ منشى او است ( چون در زمان ما پستى و بى غيرتى تا آن اندازه مخصوصا در حال درجه اوّل پيدا شده كه نواميسشان را نردبان ترقّى خويش قرار داده‌اند و اين نيست مگر در اثر خوردن گوشت خوك و شرابهاى خارجى ) 6 غناء الفقير قناعته : دارائى مرد نادار قناعت كردن او است . 7 غرور الدّنيا يصرع : فريب جهان انسان را به خاك مى افكند . 8 غرور الهوى يخدع : فريب آرزو و شخص را بازى مىدهد 9 غرور الشّيطان يسوّل و يطمع : فريب شيطان بد را خوب جلوه مىدهد و شخص را بطمع مى اندازد . 10 غرور الأمل يفسد العمل : فريب آرزو عمل ( براى آخرت ) را از بين مى برد . 11 غرور الجاهل بمحالات الباطل : نادان بچيزهاى باطل و نبودنى گول مى خورد . 12 غزارة العقل تحدو على استعمال العدل فراوانى عقل شخص را بسوى به كار بستن عدل و داد گرى مى كشاند . 13 غزارة العقل تابى ذميم الفعل : فراوانى عقل انسان را از زشتكارى باز مى دارد . 14 غناء المؤمن باللهّ سبحانه : توانگرى مؤمن به خداوند پاك و منزهّ ( از عوارض ) است . 15 غيرة المؤمن باللهّ سبحانه : غيرت مؤمن از براى خداوند تعالى است ( هر وقت به بيند دين كه ناموس خدا است و دستخوش اميال مردم قرار گرفته است بغيرت آيد و غضب كند ) . 16 غضّ الطّرف من المروّة : ديده از حرام پوشاندن از جوانمردى است . 17 غير منتفع بالحكمة عقل مغلول بالغضب و