عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

507

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

الشّهوة : عقلى كه به بندهاى خشم و شهوت بسته است از حكمت ( الهى و حقايق اشياء ) بهره‌مند شدنى نيست . 18 غضّ الطّرف خير من كثير من النّظر : ديده ( از دنيا ) پوشيدن بهتر از بسيار نگاه ( بزيور و زرّ آن ) كردن . 19 غرور الغناء يوجب الأشر : فريب خوردن از توانگرى موجب كفران نعمت است . 20 غضّ الطّرف من افضل الورع : ديده از حرام پوشيدن از برترين پارسائى و پرهيز است . 21 غشّ نفسه من شرّ بها الطّمع : آنكه شربت طمع را بكام نفس ريخت نفس خويش را آلوده ساخت . 22 غرّ عقله من اتبعه الخدع : كسى كه عقلش را دنبال خدعه‌ها و فريبكاريها انداخت عقل خود را بازى داد . 23 غضّ الطّرف من كمال الظّرف : چشم ( از محرّمات ) پوشيدن از تماميّت پاكيزگى و تقواست 24 غطاء العيوب السّخآء و العفاف : سخاوت و پاكدامين پردهء عيوب اند ( و در حديث است كه فاسق سخى بهتر از عابد بخيل است ) . 25 غيّرو العادات تسهل عليكم الطّاعات خوشهاى زشت را ديگرگون سازيد تا فرمان بردارى خدا بر شما آسان گردد . 26 غير منقطع بالعظات قلب متعلّق بالشّهوات دلى كه با آرزو پيوند خورده است بوسيلهء پندها ( از آرزوها ) بريدنى نيست . 27 غيّروا الشّيب و لا تشبّهوا باليهود : ريش را ( با بستن رنگ و حنا ) تغيير دهيد و مانند يهودان مى باشيد ( كه موها را سپيد نگه مى دارند در نهج البلاغة است كه روزى شخصى ديد خود حضرت محاسن مباركشان سپيد است سبب پرسيد حضرت فرمود ما اهل بيت براى پيغمبر عزا داريم . 48 غير موف بالعهود من اخلف الوعود : آنكه پيمانها را وفا نمى كند وعده‌ها را خلاف كننده است 29 غير مدرك الدّرجات من اطاع العبادات آنكه اسير عادات است بدرجات بلند نائل شونده نيست . 30 غلبة الشّهوة اعظم هلك و ملكها اشرف ملك : غلبه كردن شهوت ( بر انسان ) بزرگترين هلاكت و آن را مالك شدن بالاترين ملك است . 31 غلبة الشّهوة تبطل العصمة و تورد الهلك