عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

865

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

مرد ( به خدا و معاد ) استدلال مى گردد به اين كه عملش خالص براى خدا و آرزويش كوتاه و اين كه زاهد و كناره‌گير در كار دنيا بوده باشد . 16 يستدلّ على حلم الرّجل بكثرة احتماله و على نبله بكثرة انعامه : بر حلم و بردبارى مرد استدلال مىشود به بسيارى بردباريش ( در برابر جهّال و ناكسان ) و بر بزرگواريش به بسيارى انعام و بخشش نمودنش . 17 يستدلّ على خير كلّ امرء و شرهّ و طهارة اصله و خبثه بما يظهر من افعاله : بر خوبى هر مرد و بر بديش و پاكيزگى اصل و بد گوهريش استدلال مى گردد از آنچه كه از كردار و رفتارش هويدا مى گردد . 18 يستدلّ على ما لم يكن بما قد كان : استدلال مى گردد به آن چه كه نمى باشد ( از حشر و قيامت كه نيامده است به آن چه كه از بعث و نشر رسل و كتب و ) آنچه كه مىباشد و آمده است . 19 يستدلّ على مروّة الرّجل ببثّ المعروف و بذل الإحسان و ترك الامتنان : بر مردانگى مرد استدلال مىشود بپر كنده كردن و آشكار نمودن خوبى و احسان را همواره به كار بردن و منّت گذاشتن را ترك گفتن . 20 يستدلّ على عقل الرّجل بكثرة وقاره و حسن احتماله و على كرم اصله بجميل افعاله : استدلال مى گردد بر عقل مرد به بسيارى سنگينى و وقارش و خوبى حلمش و بر پاكى گهرش به نيكى كردار و رفتارش با مردم . 21 ( در خاتمهء اين فصل اين حديث شريف و شيرين را بمناسبت از كتاب توحيد ابن بابويه عليه الرّحمة نقل مى نمايم : فى كتاب التّوحيد عن ابن بابويه ره عن اصبغ بن نباته قال قال امير المؤمنين عليه السّلام اوحى اللّه عزّ و جلّ الى داود يا داود تريد و اريد و لا يكون الّا ما اريد فان اسلمت لما اريد اعطيتك ما تريد و ان لم تسلم لما اريد اتعبتك فيما تريد ثمّ لا يكون الّا ما اريد : در كتاب توحيد ابن بابويه از اصبغ بن نباته روايت شده است كه او گفت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه خداوند وحى فرستاد بسوى داود كه اى داود تو چيزى را اراده ميكنى و من هم اراده ميكنم و نيست مگر آنچه كه من اراده