عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

840

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

214 لا فاقة اشدّ من الحمق : هيچ فقرى سخت تر از نادانى نيست . 215 لا خلّة ازرى من الخرق : هيچ خوئى عيبناكتر از نادانى و بيخردى نيست . 216 لا عون افضل من الصّبر : هيچ يارى بالاتر از شكيب ( در بلاها ) نيست . 217 لا خلق اقبح من الكبر : هيچ خوئى زشت تر از كبر و خودپسندى نيست . 218 لا جهل اعظم من الفخر : هيچ نادانئى بزرگتر از به خود نازيدن نيست . 219 لا عزّ اشرف من العلم : هيچ عزّتى بالاتر از علم و دانش نيست . 220 لا شرف اعلى من الحلم : هيچ شرافتى بالاتر از بردبارى نيست . 221 لا شفيع انجح من الاستغفار : هيچ شفيعى رهاننده‌تر از طلب آمرزش از خدا نيست . 222 لا وزر اعظم من الإصرار : هيچ گناهى بزرگتر از پافشارى در گناه نيست . 223 لا دين لمسوّف بتوبته : آنكه توبه‌اش را پس مى اندازد دين ندارد . 224 لا عيش لمن فارق احبتّه : براى آنكه دوستانش را از دست بدهد زندگى گوارا نيست . 225 لا وسيلة انجح من الإيقان : هيچ وسيلهء رهاننده‌تر از يقين ( به خدا و قيامت ) نيست . 226 لا منقبة افضل من الإحسان : هيچ ستايشى بالاتر از نيكى در بارهء مردم نيست . 227 لا ايمان افضل من الأستسلام : هيچ ايمانى بالاتر از تسليم در مقابل اوامر و نواهى الهى نيست . 228 لا معقل امنع من الأسلام : هيچ پناهگاهى بلندتر از دين اسلام نيست . 229 لا سبيل انجى من الصّدق : هيچ راهى رهاننده‌تر از راستى و درستى نيست . 230 لا صاحب اعزّ من الحقّ : هيچ همنشينى ارجمندتر از حق و راستى نيست . 231 لا دليل انجح من العمل : هيچ رهنمائى رهاننده‌تر از كردار نيك نيست . 232 لا عاقبة اسلم من عواقب السّلم : هيچ پايانى سالم تر از پايانهاى آشتى با مردم نيست . 233 لا شافع انجح من الاعتذار : هيچ شفيعى رهاننده‌تر از عذر و پوزش خواستن نيست .