عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

841

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

234 لا اعتذار انجى للذّنب من الإقرار : هيچ عذر آوردنى براى گناه رهاننده‌تر از اقرار نيست . 235 لا نعمة افضل من عقل : هيچ نعمتى بالاتر از نعمت عقل و خرد نيست . 236 لا مصيبة اشدّ من جهل : هيچ گرفتارى سخت تر از نادانى نيست . 237 لا زلّة اشدّ من زلّة العالم : هيچ لغزشى سخت تر از لغزش دانشمند نيست . 238 لا جور افظع من جور حاكم : هيچ ستمى دردناكتر از ستمكارى فرماندار نيست ( زيرا حاكم و پادشاه ستمشان يك كشورى را گرفتار مى سازد ) . 239 لا حزم لمن لا يسع سرهّ صدره : آنكه سينه‌اش گنجايش نگهدارى رازش را ندارد دور انديش نيست . 240 لا عقل لمن يتجاوز حدهّ و قدره : آنكه از حدّ و اندازه‌اش تجاوز مى نمايد بيخرد است . 241 لا يؤخذ العلم الّا من اربابه : علم را نبايد فرا گرفت مگر از خداوندان آن علم ( كه آل پيغمبر صلوات اللّه عليهم أجمعين مى باشند ) . 242 لا ينفع الحسن به غير نجابة : خوش صورتى و زيبائى بدون خوش نژادى سود ندهد . 243 لا ينفع العلم به غير توفيق : علم بدون موفّقيّت در امور علمى سودمند نيست . 244 لا ينفع اجتهاد به غير تحقيق : اجتهاد بدون تحقيق سودمند نيست . 245 لا خير فى عزم به غير حزم : در قصد و عزمى كه بدون دور انديشى صورت گيرد خيرى نيست . 246 لا خير فى عمل به غير علم : در عملى كه بدون علم باشد خيرى نيست . 247 لا يدرك العلم براحة الجسم : با تن پرورى علم بدست نخواهد آمد . 248 لا يغلب من لا يستظهر بالحقّ : آنكه حق را پشتيبان خويش قرار ندهد غالب نيست ( و غالب با زور و باطل در معنى مغلوب است ) . 249 لا يخصم من يحتجّ بالحقّ : آنكه با حق احتجاج نمايد دشمنى كرده نشود . 250 لا يفلح من يسرهّ ما يضرهّ : رستگار نمى گردد كسى كه آنچه كه بزيان او است او را شاد مى سازد ( كنايه از اين كه دنيا سبب گرفتارى انسان است ) .