عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

819

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

مشمار و با دشمنت حيله و دستان را كار مبند ( و به پيمانى كه با وى مى بندى استوار باش ) زيرا كه خداوند عهد و پيمان با وى را برايش سبب ايمنى قرار داده است . 219 لا تكوننّ عبد غيرك فقد جعلك اللّه سبحانه حرّا فما خير خيرا لا ينال الّا بشرّ و يسرا لا ينال الّا بعسر : نكند كه خويش را بندهء ديگرى قرار دهى كه خداوند بزرگ تو را آزاد قرار داده و آن خيرى كه جز بشرّ به انسان نرسد خيرى نيست همچنين آن آسايشى كه جز با سختى شخص به آن برسد آسايش نه . 220 لا تملك المرأة ما جاوز نفسها فانّ المرأة ريحانة و ليست بقهرمانة : زمام زن را بدست خودش مسپار تا ( هر كار خواهد بكند و ) از حدّ خودش تجاوز نمايد زيرا كه زن بمنزلهء گلى است كه براى بو كردن و از روى تمتّع بردن است و دلير و توانا و وكيل خرج و سركار نمى تواند باشد ( و اصلا اگر چنين شد ديگر زن تو نيست ) . 221 لا تقل ما لا تعلم فانّ اللّه قد فرض عليك على كلّ جوارحك فريضة يحتجّ بها عليك يوم القيامة : هر چه را كه نمى دانى مگوى زيرا كه خداوند سبحان براى هر يك از اعضا و جوارح تو چيز واجبى قرار داده است كه فرداى قيامت با آن بر تو حجّت خواهد آورد ( و مورد باز خواست قرارت خواهد داد كه چرا فلان كار را كردى و فلان سخن را ندانسته گفتى ) 222 لا تنصبنّ نفسك لحرب اللّه تعالى فلا يد لك بنقمته و لا غنا بك عن رحمته خود را براى جنگ با خدا به كار مدار ( و خدا را بخشم ميآر ) زيرا كه خدا با خشم خود تو را هدايت نخواهد فرمود و تو هم از رحمت و هدايت خدا بى نياز نخواهى بود . 223 لا يكن المحسن و المسيئ عندك سواء فانّ ذلك يزهد المحسن فى الإحسان و يتابع المسيئ الى الإساءة : نكند كه نيكو و بدكار نزد تو يكسان باشد ( و هر دو را بيك چشم ببينى ) زيرا كه اين كار خوب را از كار خوب باز دارد و بد را ببدكارى بيشترى وادار نمايد . 224 لا تحاسدوا فانّ الحسد ياكل الأيمان كما تأكل النّار الحطب و لا تباغضوا فانّها الحالقة : رشك و حسد مورزيد زيرا