عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

805

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

89 لا تردّ على النّاس كلّما حدّثوك فكفى بذلك : هر چه مردم براى تو مى گويند در صدد ردّ آن بر ميا كه براى ابلهى همين بس . 90 لا تذكر الموتى بسوء فكفى بذلك اثما : مردگان را به بدى ياد مكنيد كه براى گناه همين كافى است . 91 لا ترغب فيما يفنى و خذ من الفناء للبقاء آرزومند چيزى كه فانى شدنى است مباش و از جهان نابود شدنى براى سراى بودنى توشه بردار . 92 لا تعمل شيئا من الخير رياء و لا تتركه حياء : برخى كارهاى خير را از روى ريا بجا ميآر و آن را از روى شرم و حيا كنار مگذار ( و از نكوهش كسى مترس . 93 لا تحلم عن نفسك اذا هى اغوتك : وقتى كه نفس تو را گمراه كردن خواست از وى در مگذر ( و بر وى سخت گير ) . 94 لا تعص نفسك اذا هى ارشدتك : گاهى كه نفس تو را هدايت كردن خواست نافرمانيش مكن . 95 لا تثق بالصّديق قبل الخبرة : پيش از آزمايش بدوستت اعتماد مكن . 96 لا توقع بالعدوّ قبل القدرة : پيش از توانائى پيدا كردن با دشمن در نيفت و با وى ستيزه مكن . 97 لا ترم سهما يعجزك ردهّ : تيرى كه بر گرداندنش تو را ناتوان كند مينداز ( و سخن را پيش از انديشه مگوى ) . 98 لا تعتمد على مودّة من لا يوفى به عهده : بر كسى كه به پيمانش وفادار نيست تكيه مكن . 99 لا تحلنّ عقدا يعجزك ايثاقه : پيمانى كه باز كردنش ناتوانت دارد مبند . 100 لا توآدّوا الكافر و لا تصاحبوا الجاهل كفّار را دوست مگيريد و با نادان رفاقت مكنيد . 101 لا تهتكوا استاركم عند من يعلم اسراركم پردهاى خويش را مدّريد نزد كسى كه باسرار شما دانا است . 102 لا تفضحوا انفسكم لتشفوا غيظكم و ان جهل عليكم جاهل فليسعه حلمكم براى فرو نشاندن آتش خشمتان خود را رسوا مسازيد و اگر نادانى در مقابل شما نادانى كرد بايد حلمتان آن را هموار سازد . 103 لا يستحينّ احد اذا سئل عمّا لا يعلم ان يقول لا اعلم : هر گاه يكى از شما چيزى را نداند مبادا