عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
806
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
حيا كند از اين كه بگويد نمى دانم ( بلكه با كمال صراحت لهجه بگويد نمى دانم از زحمت جواب دادن راحت مىشود ) . 104 لا يستنكفنّ من لم يكن يعلم ان يتعلّم : كسى كه علمى را نمى داند نبايد از آموختن آن علم سرباز زند . 105 لا ترخصوا لأنفسكم فتذهب بكم فى مذاهب الظّلمة : زمام نفوس خويش را رها مسازيد كه شما را در كورهء راههاى ظلمت و گمراهى مى براند . 106 لا تداهنوا فيقتحم بكم الأدهان على المعصية : با نفوس خويش نرم رفتارى مكنيد كه اگر كرديد شما را بسوى سست و خوار گرفتن گناه مى كشاند . 107 لا تقولوا فيما تعرفون فانّ اكثر الحقّ فيما تنكرون : در آنچه مى دانيد سخن مرانيد ( مبادا بخطا رويد ) زيرا كه حق بيشتر در چيزى است كه شما شناساى آن نيستند . 108 لا تعادوا ما تجهلون فانّ اكثر العلم فيما لا تعرفون : آنچه را كه نمى دانيد دشمن مداريد زيرا كه بيشتر علم در چيزى است كه شما آن را نمى دانيد . 109 لا تصدّعوا على سلطانكم فتندموا غبّ امركم : پادشاه خويش را دردسر مرسانيد كه پس از پايان كار خويش پشيمان مىشويد . 110 لا تستعجلوا بما لم يعجله اللّه سبحانه لكم : شتاب نكنيد در آن چيزى كه خداوند سبحان در آن براى شما شتاب نفرموده است ( و از چيزهائى كه خدا دستور نداده است نپرسيد كه اگر بپرسيد و دستور صادر شود ممكن است نافرمانى كنيد و مستوجب آتش شويد ) . 111 لا تطيعوا الأدعياء الّذين شربتم بصفوكم كدرهم و خلطتم بصحّتكم مرضهم و ادخلتم حقّكم فى باطلهم : كسانى كه شما را مى خوانند اطاعت مى كنيد آن چنان كسانى كه شربت صافى خويش را با شراب آلودهء آنان بهم در آميزيد و صحّتتان را بامراض آنها مخلوط نمائيد و حقّتان را در باطل آنها داخل ساخته و از بين ببريد ( خلاصه با مردم ناباب و بى تقوا نشست ) و برخاست مكنيد كه به زودى همرنگ آنان خواهيد شد ) 112 لا تحدّث النّاس كلّما تسمع فكفى بذلك خرقا : براى نادانى تو همين بس كه هر چه مى شنوى بمردم بگوئى . 113 لا توحشنّ امرا يسوئك فريقه : از كارى كه جدا شدن از آن تو را بد مى آيد مترس ( و از آن جدا شو اين جمله معناى كلام ديگر آن حضرت است