عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
804
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
بر خشمت پيشى گيرد ( كه باعث زحمتت مىشود ) . 74 لا يبعدنّ هواك علمك : نكند كه هواى نفست علمت را دور كند ( و بدوزخت وارد نمايد ) 75 لا تطمع العظماء فى حيفك : بزرگان را بواسطهء ستمكاريت در خودت بطمع مينداز ( زيرا كه وقتى ستمكارى تو بسيار شدم مردم طمع در مرگ تو مى بندند و براى نابوديت ساعت شمارى ميكنند ) . 76 لا تؤيس الضّعفآء من عدلك : زيردستان را از عدل خودت مأيوس مساز ( و با آنها كار بمساوات كن ) . 77 لا تصرّ على ما يعقّب الأثم : در كارى كه دنبال آن گناه است اصرار مورز . 78 لا تفعل ما يشين العرض و الأسم كارى مكن كه آبرو و نامت را معيوب سازد . 79 لا تضع من رفعه التّقوى : آن را كه تقوى بلندش داشته است خوارش مدان . 80 لا ترفع من رفعته الدّنيا : بلند مدان كسى كه دنيا بلندش كرده است . 81 لا تقلّ ما يثقل وزرك : چيزى كه گناهت را سنگين سازد سبك مشمار . 82 لا تفعل ما يضع قدرتك : كارى كه پايهات را پائين آرد مكن . 83 لا تكونوا لنعم اللّه سبحانه عليكم اضدادا : دشمن نعمتهاى خداوند سبحان مباشيد ( و كفران نكنيد ) . 84 لا تكونوا لفضل اللّه سبحانه عليكم حسّادا : بر فضل خداوند سبحان رشك ، برندگان مباشيد . ( و بر كسانى كه مورد لطف خدايند حسد مورزيد ) . 85 لا تخافوا ظلم ربّكم بل خافوا ظلم انفسكم : از ستم پروردگارتان نترسيد بلكه از ستم نفوس خودتان بيمناك باشيد ( اين نفس ستمگر است كه انسان را بيچاره مى سازد ) 86 لا يغلب الحرص صبركم : نكند كه حرص صبر شما را از بين ببرد . 87 لا تنسوا عند النّعمة شكركم : بهنگام نعمت سپاسگذارى خود را ( از خدا ) فراموش مكنيد . 88 لا تكرهوا سخط من يرضيه الباطل كسى كه باطل او را خوشنود مى سازد شما از خشم آمدن آن دلگير نباشيد ( و داخل آدمش مشماريد )