عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
746
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
آن دشمنت مىباشد . 164 ما قال النّاس لشيء طوبى له الّا و قد خبأ له الدّهر يوم سوء : مردم در بارهء چيزى نگفتند خوشا بحالش جز اين كه روزگار روز بدى را براى آن پنهان داشت ( و آن شادى را بغم تبديل كرد ) . 165 ما مزح امرء مزحة الّا مجّ من عقله مجّة هيچ مردى اندك مزاحى نكرد جز اين كه از عقلش چيزى را افكند و از دست داد . 166 ما التذّ احد من الدّنيا لذّة الّا كانت له يوم القيامة غصّة : هيچكس از دنيا حطّ و لذّتى نبرد جز آنكه آن لذّت در آخرت برايش غصهّ بود . 167 ما زاد فى الدّنيا الّا نقص فى الأخرة : هيچ در دنيا نيفزود جز اين كه در آخرت كم شد . 168 ما اقرب الرّاحة من التّعب : واى كه تا چه اندازه آسايش برنج توام و نزديك است . 169 ما اجلب الحرص للنّصب : چقدر آزمندى اندوه را جلب كننده و كشنده است . 170 ما اقرب النّعيم من البؤس : چقدر نزديك است نعمت برنج و گرفتارى . 171 ما اقرب السّعود من النّحوس : چقدر نزديك است خوشبختى به بدبختى . 172 ما اخسر من ليس له فى الأخرة نصيب : چقدر زيانكار است كسى كه در آخرت بهره برايش نيست . 173 ما اشجع البرى ء و اجبن المريب : چقدر دلير است بيزار از گناه و چقدر ترسو است كسى كه ( در بارهء قيامت ) دچار بدگمانى است . 174 ما كان اللّه سبحانه ليضلّ احدا و ليس اللّه بظلّام للعبيد : چنين نيست كه خداوند سبحان كسى را گمراه كند و خدا بر بندگان ستم روا نمى دارد . 175 ما كان اللّه سبحانه ليفتح على احد باب الشّكر و يغلق عنه باب المزيد : چنين نيست كه خداوند سبحان باب شكر را بر كسى بگشايد و درگاه فزونى را بر وى ببندد . 176 ما زالت عنكم نعمة و لا غضارة عيش الّا بذنوب اجترحتموها و ما اللّه بِظَلّامٍ لِلْعَبِيدِ : هيچ نعمت و خرّمى عيشى از شما گرفته نشد مگر بواسطهء گناهانى كه كسب كردهايد خداوند ستم كننده بر بندگان نيست . 177 ما انزل الموت منزله من عدّ غدا من