عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
747
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
اجله : آن كس كه فردا از دوران عمرش شمرده مىشود هرگز مرگ بمنزلش وارد نمى گردد . 178 ما امن بما حرمّه القران من استحلهّ كسى كه حرام قرآن را حلال بشمرد ( و حلالش را حرام بداند ) به قرآن ايمان نياورده است . 179 ما اعظم المصيبة فى الدّنيا مع عظيم الفاقة با فقر و ندارى بزرگ فرداى قيامت گرفتارى و ندارى دنيا چندان بزرگ نيست . 180 ما نلت من دنياك فلا تكثر به فرحا : هر چه از دنيا كه به آن مى رسى چندان بدان شادمان مباش ( كه جمال و مال جهان بشبى و تبى بيشتر بند نيست ) . 181 ما فاتك من الدّنيا فلا تأس عليه حزنا : هر چه از دنيا كه از دستت مى رود چندان براى آن غمگين مباش . 182 ما اكلته راح و ما اطعمته فاح : آنچه را خوردى از بين مى رود و آنچه را كه خوراندى باقى مى ماند . 183 ما لى اراكم اشباحا بلا ارواح و ارواحا بلا فلاح و نسّاكا بلا صلاح و تجّارا بلا ارباح : مرا چه مىشود كه شما را مى نگرم و پيكرهائى بى روح و روحهائى بدون رستگارى و رهروانى ( ريا كار و ) نادرست و بازرگانى بدون سود ( دست از اين تظاهرات بداريد و اين باقى ماندهء عمر را مرد ميدان عمل شويد ) . 184 ما لا ينبغي ان تفعله فى الجهر فلا تفعله فى السّرّ : آنچه را كه در آشكارا شايسته نيست بجاى آورى در نهان آن را بجاى مياور ( كه سخت رسوا خواهى شد ) . 185 ما اسرع السّاعات فى الأيّام و اسرع الأيّام فى الشّهور و اسرع الشّهور فى السّنة و اسرع السّنة فى العمر : واى كه تا چه اندازه ساعتها در روزها و روزها در ماهها و ماهها در سال و سال در دور عمر بشتاب و تندى مى گذراند ( خنك آن هشيار مردى كه اين دقايق زودگذر عمر را قدر بداند و براى عمل نيك كمر همّت را بر بندد ) . 186 ما انفع الموت لمن اشعر الأيمان و التّقوى قلبه : چقدر سودمند است مرگ براى كسى كه ايمان و پرهيزكارى دلش را آگاه گردانيده است . 187 ما اخلق من عرف ربهّ ان يعترف ذنبه چقدر شايسته است آن كس كه اعتراف بگناهش مىكند خداى ( رءوف و مهربان و آمرزگار ) خويش را بشناسد .