عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

655

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

كه فانى است زهد مى ورزد ( از جهان تن مى زند ) 764 من توكّل على اللّه سبحانه كفى و استغنى هر كه توكّل بر خداوند سبحان كند خدا او را كفايت و بى نيازش گرداند . 765 من انقطع الى غير اللّه سبحانه و تعالى شقى و تعنّى : هر كه بسوى غير خداوند تعالى قطع پيدا كند و با جز خدا پيوند نمايد بدبخت گردد و گرفتار رنج و اندوه شود . 766 من احبّ لقاء اللّه سبحانه و تعالى سلا عن الدّنيا : هر كه ديدار خداوند تعالى را دوست داشته باشد از دنيا كنار مى كشد . 767 من كثر لهوه قلّ عقله : هر كه هزل و لهوش بسيار باشد كم خرد است . 768 من كثر حسده طال كمده : هر كه پر حسد است اندوه و غصهّ‌اش طولانى است . 769 من غلب عليه اللّهو بطل جدهّ : هر كه هزل و بازى بر وى غلبه كند درستيش از بين مى رود . 770 من غلب عليه الهزل قلّ عقله : هر كه مسخرگى بر وى غلبه داشته باشد كم خرد است . 771 من غلب عليه الغفلة مات قلبه : غفلت بر هر كه غلبه كند دلش مى ميرد . 772 من كثر لومه كثر عاره : هر كس ناكسيش بيشتر ننگش بيشتر است . 773 من كثر مزحه قلّ وقاره : مرد پر مزاح كم لنگر است . 774 من اعتزّ بالحقّ اعزهّ الحقّ : هر كه از حقّ عزّت جويد حق عزيزش دارد . 775 من قنع رزق اللّه سبحانه استغنى عن الخلق : هر كه بر روزى خداوند سبحان قانع باشد از مردم بى نياز است . 776 من وهب له القناعة صانته : هر كه قناعت داده شود آن قناعت نگهداريش كند ( و دينش محفوظ بماند ) . 777 من حسن يقينه حسنت عبادته : هر كه يقينش در بارهء خدا نيكو باشد عبادتش خوب است . 778 من رضى بالقضاء طاب عيشه : هر كه به قضاى خدا راضى باشد عيشش گوارا و زندگيش منظّم است . 779 من حسنت سياسته دامت رياسته : هر كه سياستش خوب است رياستش پايدار است .