عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

654

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

748 من كثر جميله اجمع النّاس على تفضيله هر كه نيكيش بسيار است همه مردم بر فضل و فزونى وى معترفند . 749 من كثر انصافه تشاهدت النّفوس بتعديله : هر كه انصافش بيشتر است مردم همگان بعدالتش گواهى مى دهند . 750 من قلّ طعامه قلّت آلامه : هر كه خوراكش كمتر رنجهايش كمتر است . 751 من كثر عدله حمدت اياّمه : هر كه عدلش بيشتر روزگارش ستوده‌تر است . 752 من قلّ كلامه بطن عيبه : هر كه سخنش كم است عيبش پنهان است . 753 من كثر احتراسه سلم عيبه : هر كه خود نگهداريش بسيار است سالم از عيب است . 754 من امّر عليه لسانه قضى بحتفه : هر كه زبانش بر وى حكومت داشته باشد زبان بهلاكش فرمان راند . 755 من اطاع غضبه تعجّل تلفه : هر كه خشمش را فرمانبرد در نابودى خودش شتاب كرده است . 756 من اتّقى اللّه فاز و غنى : هر كه از خدا بترسد پيروز و بى نياز گردد . 757 من اطاع اللّه سبحانه عزّ و قوى : هر كه خداى را فرمانبرد ارجمند و نيرومند گردد . 758 من قال بما لا ينبغي يسمع ما لا يشتهى : هر كه چيزى كه سزاوار نيست بگويد چيزى كه دوست ندارد بشنود . 759 من احسن افعاله اعرب عن وفور عقله هر كه كردارش نيك است فراوانى عقل خود را هويدا ساخته است . 760 من سدّد مقاله برهن عن غزارة فضله هر كه سخنش را درست و استوار دارد فزونى فضلش را آشكار ساخته است . 761 من كثرت عوارفه ابان عن كثرة نبله هر كه دانشها و معارفش بسيار باشد از بسيارى بزرگيش حكايت مى نمايد . 762 من امن بالاخرة اعرض عن الدّنيا : هر كه ايمان بآخرت داشته باشد از دنيا كناره مى گيرد ( و عشق مال و جاه را از دل بيرون مىكند ) . 763 من ايقن بما يبقى زهد فيما يفنى : هر كه بدانچه كه باقى است يقين داشته باشد در آنچه