عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

653

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

731 من جهل كثر عثاره : هر كه نادان باشد لغزشش بسيار است . 732 من لان عوده كثفت اغصانه : هر كه چوبش نرمتر ( و خويش خوشتر ) شاخه‌هايش بيشتر است . 733 من حسنت عشرته كثر اخوانه : هر كه خوش زندگى تر پر برادرتر است . 734 من استطال على الأخوان لم يخلص له انسان : هر كه بر برادرانش ستم روا دارد هيچ انسانى دل با وى پاك ندارد . 735 من منع الأنصاف سلبه الإمكان : هر كه انصاف و عدل را مانع گردد ( و در بارهء ديگران به كار نه بندد ) توانائى آن از وى برود . 736 من ولع بالغيبة شتم : هر كه در بدگوئى حريص باشد دشنام داده شود . 737 من اكثر المقال سئم : هر كه پر گوئى كند بد بيند ( مردم از وى بدشان آيد ) . 738 من قرب من الدّنيّة اتّهم : هر كه بزشتى و پستى نزديك گردد متّهم شود ( و دامانش بتهمت گناه آلوده گردد ) . 739 من خاف الوعيد قرّب على نفسه البعيد هر كه از بيم دادن خدا بترسد مرگ دور را بر خويش نزديك بيند . 740 من الحّ فى السّؤال حرم : هر كه در چيزى خواستن اصرار ورزد محروم ماند . 741 من استعمل الرّفق لان له الشّديد : هر كه نرمى را به كار بندد هر سختى پيشش نرم گردد . 742 من اتّجر به غير فقه فقد ارتطم فى الرّبا : هر كه بدون داشتن علم دين تجارت كند در رباكارى فرو افتد . 743 من تقرّب الى اللّه تعالى بالطّاعة احسن له الحياء : هر كه بوسيلهء اطاعت به خدا نزديكى جويد خدا حيا را برايش بيارايد . 744 من لزم الصّمت امن المقت : هر كه خاموشى را ملازم گردد از دشمنى خلق بر كنار ماند . 745 من قعد عن الفرصة اعجزه الفوت : هر كه بگاه فرصت بنشيند از دست رفتن آن فرصت او را درمانده سازد . 746 من قلّ كلامه قلّت آثامه : هر كه كم حرف است گناهش هم كم است . 747 من كبرت همتّه غرّت مرامه : هر كه همّتش بلند است مرام و مقصدش عالى و ارجمند است