عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

606

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

يعضّ عنه كلّ بصر و ينصرف عنه كلّ قلب : اگر شما بخل را ديدار كنيد البتهّ او را شخصى زشت و كريه المنظر خواهد ديد كه هر چشمى كه از او پوشيده و هر دلى از او روى گردان است . 32 لو انّ السّموات و الأرض كانتا على عبد رتقا ثمّ اتّقى اللّه لجعل له مخرجاوَ يرَزْقُهُْ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ : اگر آسمانها و زمينها بر بنده تنگ گيرند و آن بنده از خداى بترسيد البتهّ خدا راه بيرون شدنى از آن دو براى او قرار خواهد و او و روزيش را از جائى كه گمان نداشته باشد خواهد رساند . 33 لو رأيتم السّخآء رجلا لرأيتموه حسنا يسرّ النّاظرين : اگر سخاوت را به صورت شخصى مى ديديد البتهّ او را به صورت خوشى مى ديد كه بينندگان را شادمان مى ساخت . 34 لو رخّص اللّه سبحانه فى الكبر لأحد من الخلق لرخّص فيه لأنبيائه لكنهّ كرهّ اليهم التّكابر و رضى لهم التّواضع : اگر خداوند سبحان يكى از بندگانش را رخصت كرد و گردنكشى مى داد البتهّ پيغمبرانش را در آن رخصت مى داد چيزى كه هست خداوند تكبّر را بر بندگانش نه پسنديده و فروتنى را بر ايشان پسنديده است . 35 لو كانت الدّنيا عند اللّه محمودة لاختصّ بها اوليائه لكنهّ صرف قلوبهم عنها و محا عنهم منها المطامع : جهان اگر نزد خدا پسنديده بودى البتهّ خدا دوستانش را بدان مخصوص مى گردانيد لكن خدا دلهاى و دوستانش را از آن گرداند و طمعهايشان را از دنيا كند ( و آنها را آرزومند بهشت گردانيد ) . 36 و قال عليه السّلام فى الأشتر النّخعى لمّا بلغه وفاته رحمه اللّه : لو كان جبلا لكان فندا لا يرتقيه الحافر و لا يرقى عليه الطّائر : بهنگامى كه خبر در گذشت مالك اشتر نخعى رحمة اللّه عليه به آن حضرت رسيد فرمود : مالك اگر كوه بود همانا كوهى بود كه پاى هيچ رونده بر فراز قلهّ بلندش نمى رسيد و هيچ پرنده ياراى رسيدن بر فراز آن را نداشت ( دسائس و نيرنگهاى پسر ابى سفيان نتوانست او را از راه حق باز دارد خدايش بيامرزاد كه با درگذشت او عراق عزادار و شام شادمان گرديد ) .