عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

607

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

37 لو انّ المروّة لم تشتدّ مؤنتها و لم يثقل محملها ما ترك اللّئام للكرام منها مبيت ليلة و لكنّها اشتدّت مؤنتها و ثقل محملها فحاد عنها اللّئام الأغمار و حملها الكرام الأبرار : اگر مردانگى و مروّت زحمتش سخت و بارش سنگين نمى بود ناكسان براى بزرگان و كريمان باندازهء خوابيدن يك شب جا و مقامى باقى نمى گذاشتند به همين جهت زحمت كار جوانمردى سخت و بارش سنگين افتاد ناكسان و نادانان آن را واگذاشتند و بزرگان و نيكوكاران آن را برداشتند ( رنجهاى فراوان بر دلها نهادند و تا بار اندوه را از دلهاى مردمان برداشتند و نام نيك دو جهانرا تحصيل كردند ) . 38 لو شئت ان اخبر كلّ رجل منكم بمخرجه و مولجه و جميع شأنه لفعلت و لكنّى اخاف ان تكفروا فىّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم الّا انّى مفضيه و الى الخاصّة ممّن يؤمن ذلك منه و الّذى بعثه بالحقّ و اصطفاه على الخلق ما انطق الّا صادقا و لقد عهد الىّ بذلك كلهّ و بمهلك من يهلك و بمنجى من ينجاه و ما ابقى شيئا يمرّ على راسى الّا افزعه فى اذنى و افضى به الىّ : من اگر بخواهم هر يك از شما را به همه كارش خبر دهم كه از كجا مى رود و بكجا مىشود مى توانم چيزى كه هست مى ترسم در بارهء من برسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كافر شويد ( و او را همچون من پنداريد و يا مرا از او برتر دانيد ) روى اين اصل من آن خبر را بخواصّ از مردم از كسانى كه به آنها ايمن از اين ترسم مى دهم بپروردگارى كه او را بحقّ و راستى برگزيده و بمردم فرستاد سوگند است كه او جز راست نگفت و به تمام پيش آمدهائى كه پس از وى براى من پيش مى آيد بمركز هلاكت هر كس كه هلاك مىشود و بجايگاه نجات هر كس كه نجات مى يابد ( از جنگيدن با ناكثين و قاسطين و مارقين و كشته شدن نه تن از ما و رهائى نه نفر از خوارج و رنگين شدن ريشم به خون سرم و اخبار گذشته و آينده تا روز قيامت ) همه را با من پيمان نهاد و به من خبر داد و هيچ چيزى از آنچه كه بر سر من مى آيد برايم باقى نگذاشت مگر اين كه آن را به من رساند و در گوشم فرو ريخت . 39 لو جرت الأرزاق بالألباب و العقول لم تعش البهائم و الحمقى : اگر بنا بود روزيها