عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

604

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

اگر مردم همه او را سرزنش كنند او را به كار خود ادامه دهد ) 12 لو صحّ العقل لاغتنم كلّ امرء مهله : اگر عقل درستى باشد هر كسى دوران زندگانى خود را غنيمت شمرد ( و براى آخرتش به كار برخيزد ) . 13 لو عرف المنقوص نقصه لساء ما يرى من عيبه : اگر ناقص نقص خود را دريابد البتهّ از عيب خودش بدش خواهد آمد . 14 لو انّ اهل العلم حملوه بحقهّ لأحبّهم اللّه تعالى و ملائكته و لكنّهم حملوه لطلب الدّنيا فمقتهم اللّه تعالى و هانوا عليه : اگر اهل علم علم را بدانجا كه بايد و شايد بگذارند ( و حقّش را درست ادا نمايند ) البتهّ خداى تعالى و فرشتگان دوستدار آنان گردند چيزى كه هست آنها علم را براى بدست آوردن دنيا برگرفتند لذا خدا آنان را دشمن گرفت و آنها را نزد خدا خوار شدند 15 لو انّ العباد حين جهلوا وقفوا لم يكفروا و لم يضلّوا : اگر بندگان خدا در حين و اوان نادانى توقّف مى كردند كافر نمى شدند و گمراه نمى گرديدند ( چيزى كه هست از اين نادانى به هوش نمى آيند تا به حال كفر بميراند ) 16 لو انّ النّاس حين عصوا تابوا و استغفروا لم يعذّبوا و لم يهلكوا : اگر مردم هنگامى كه گناه مى كردند توبه و بازگشت به خدا مى نمودند ( فرداى قيامت ) معذّب نمى شدند و هلاك نمى گرديدند ) 17 لو رأيتم الأجل و مسيره لأبغضتم الأمل و غروره : اگر اجل و گذشت او را بنگريد البتهّ آرزو و فريب آن را دشمن گيريد . 18 لو فكرّتم فى قرب الأجل و حضوره لأمّر عندكم حلو العيش و سروره : اگر در نزديكى اجل و حاضر شدنش بينديشد البتّه شيرينى عيش و زندگى و شاديش را سخت تلخ شماريد . 19 لو احبّنى جبل لتهافت : كوه اگر دوستدار من باشد البتهّ درهم فرو خواهد ريخت . 20 لو زهدتم فى الشّهوات لسلّمتم من الأفات اگر در شهوتها بى رغبتى نشان دهيد البتهّ از آفتها سالم مانيد . 21 لو صحّ يقينك لما استبدلت الباقى بالفانى و لا بعت السّنيّ بالدّنيّ : تو اگر يقينت راست بود ( و بآخرت ايمانى كامل داشتى ) البتهّ آخرت را به دنيا و بلند را به پست تبديل نمى كردى . 22 لو اعتبرت بما اضعت من ماضى عمرك