عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
601
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
پاك پروردگار عقلها را بر اندازه گيرى و بيان نمودن صفتش آگاه نگردانيده و از شناسائيش به قدر واجب منع نفرموده است ( و بشر باندازهء عقلش از راه اوصاف بايد خدا را بشناسد و بس ) . 23 لم يخلق اللّه سبحانه الخلق لوحشته و لم يستعملهم لمنفعته : پاك پروردگار بندگان را از روى ترس و بيم نيافريد و براى بردن سودى از آنان عمل نخواست ( بلكه اعمال نيك و بد سزايش عايد خود بندگان است ) . 24 لم يخل اللّه سبحانه عباده من حجّة لازمة او محجّة قائمة : خداوند سبحان بندگانش را خالى نگذاشته است از حجّتى لازم يا راهى راست ( كه آن يا پيغمبر مرسل و يا كتابى منزل باشد كه بدستور و احكام آن عمل نمايند ) . 25 لم تره سبحانه العقول فتخبر عنه بل كان تعالى قبل الواصفين له : عقلهاى بشر خداوند بزرگ را نديدهاند تا از آن خبر دهند ( كه چيست ) بلكه آن خداوند بزرگ پيش از وصف كنندگانش بوده است . 26 لم يترك اللّه سبحانه خلقه مغفلا و لا امرهم مهملا : خداوند سبحان مخلوقش را به حال غفلت وا نگذارده است و آنها را بيهوده نيافريده است . 27 لم يخل اللّه سبحانه عباده من نبيّ مرسل او كتاب منزل : خداوند بزرگ بندگانش را از پيغمبرى مرسل يا كتابى منزل هيچگاه خالى نگذارده است 28 لم يتناه سبحانه فى العقول فيكون فى مهبّ فكرها مكيّفا و لا فى رويّات خواطرها محدّدا مصرّفا : خداوند سبحان بانتهاى عقول در نيايد تا اين كه در گذرگاه فكر بشر واقع گشته كمّ و كيفش معلوم گردد و نه در جايگاه ديدار خاطرات محدود و اندازه گرفته شده و تصرّف كرده شود ( بلكه ذات اقدسش از حيّز انديشه و افكار و عقول بشر بيرون و بهر چه كه تميز داده شود باز آن مميّز مخلوق افكار بشر است ) . 29 لم يظلّل امرء من الدّنيا ديمة رجاء الّا هبّت عليه مزنة بلاء : در دنيا اميدوارى بر هيچكس سايه نيفكنده جز آنكه نسيم ابر بلا به روى وزيدن و باريدن گرفت . 30 لم يخلق اللّه سبحانه عبثا و لم يترككم سدى و لم يدعكم فى ضلالة و لا عمى :