عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

602

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

خداوند سبحان شما را بيهوده نيافريده و سر خود رهايتان نكرده و در ضلالت و كورى واگذارتان نساخته است ( بلكه دقايق و ساعات عمر شما را مورد بازرسى دقيق قرار خواهد داد ) . 31 لم يحلل اللّه سبحانه فى الأشياء فيكون فيها كائنا و لم ينأ عنها فيقال هو عنها بائن : خداوند بزرگ و پاك در اشياء حلول نكرده است تا اين كه در آنها بوده باشد و از آنها تن نزد تا اين كه گفته شود از اشياء و آفرينش جدا است . 32 لم يوفّق من استحسن القبيح و اعرض عن النّصيح : هر كس كه بد را خوب داند و از پند و اندرز تن زند كامروا نمى گردد . 33 لم يأمركم اللّه سبحانه الّا بحسن و لم ينهكم الّا عن قبيح : خداوند سبحان شما را فرمان نرانده است مگر به خوبى و باز نداشته است مگر از بدى . 34 و قال عليه السّلام فى حقّ من اثنى عليه لم يقتله قاتلات الغرور و لم تعمّ عليه مشتبهات الأمور : و آن حضرت عليه السّلام در بارهء كسى كه او را ستايش ميكرد فرمود : كشنده‌هاى غرور و فريب جهان او را نكشته است و پوشيدگيهاى امور بر وى پوشيده نمانده است ( بلكه آن كس با نوار تابناك دل روشنش حقيقت جهان را ديده و برازهاى آفرينش بينا گشته است ) . 35 لم يفكّر فى عواقب الأمور من وثق به زور الغرور : پايان امور را نينديشيد كسى كه بدروغ و فريب جهان اطمينان پيدا كرد . 36 لم يصدق يقين من اسرف فى الطّلب و اجهد نفسه فى المكتسب : آنكه در راه رزق طلب و كوشش فراوان به كار مى برد و خود را در كسب و كار برنج مى افكند داراى يقين و درستى نيست . 37 لم يعقل من وله باللّعب و استهتّر باللّهو و الطّرب : آنكه بلهو و بازيچهء ( جهان ) دل بست و خوشدلى و طرب را شيفته گشت نفهميد و ندانست ( كه راه غير از آن است ) . الفصل الخامس و السبعون حرف اللام باللام الثابتة بلفظ لو ممّا ورد من حكم امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب عليه السّلام فى حرف اللّام بالّلام الثّابتة بلفظ لو قال عليه السّلام