عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

473

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

گرفتن عين ديانت و امانت دارى است ( چون دين هم امانت خدا است ) . 48 طلب التّعاون على نصرة الباطل جناية و خيانة : براى يارى باطل از ديگران كمك گرفتن ستمگرى و نادرستى است . 49 طلاقة الوجه بالبشر و العطيّة و فعل البرّ و بذل التّحيّة داع الى محبهّ البريّة ، گشاده روئى بشادمانى و بخشش ( در بارهء مردم ) است و نيكى را كار بستن و سلام و درود فرستادن شخص را بسوى دوستى مردم مى كشاند . 50 و قال عليه السّلام في ذكر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم طبيب دوّار بطبهّ قد أحكم مراهمه و أحمى مواسمه و يضع ذلك حيث الحاجة اليه من قلوب عمى و اذان صمّ و السنة بكم و يتتبّع بدوائه مواضع الغفلة و مواطن الحيرة : و آن حضرت عليه السّلام در بارهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمودند : رسول خدا طبيبى بود كه با طبّ ( علم و وحى الهى ) خويش بدور افتاده ( نسخه‌هاى ) شفابخش دستورات قرآن مجيد را بدست گرفته ) مرهم هاى ( كلمات نورانى ) خويش را نيك استوار گردانيده نشترها و كار افزارهايش را ( در آتش مهر و محبّت بندگان خداى ) گرم كرده تا هر جا دلهاى كور و گوشهاى كر و زبانهاى لال و گنگ ( بيماران وادى شرك و كفر ) را بيابد درمان كند ، و مراكز بيهوشى و جايگاههاى حيرت و سرگردانى را پى در پى مرهم نهند و شفا بخشد ( و الحق آن طبيب كار آگاه حاذق مأموريّت خويش را خوب انجام داد و بشر را از بيماريهاى و دردهاى هلاك كننده نيكو نجات داد ) . 51 و سئل عليه السّلام عن القدر فقال طريق مظلم فلا تسلكوه و بحر عميق فلا تلجوّه و سرّ اللّه سبحانه فلا تكلفّوه : آن حضرت عليه السّلام را از راز قدر ( و قضاى خداوندى ) پرسيدند فرمود راه تاريكى است آن را مپيمائيد درياى گودى است خود را در آن ميندازيد راز ( سربستهء ) خداوند بزرگ است خود را خسته مكنيد و مرنجانيد ( كه براى دانستنش راه به جائى بردن نتوانيد و اين سؤال كننده كميل بن زياد نخعى بود و باقى اين مطلب در كتب اخبار مسطور است . ) 52 طوبى للزّاهدين فى الدّنيا الرّاغبين فى الأخرة اولئك الّذين اتّخذوا الأرض