عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

584

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

من عيب نفسه : البتهّ هر يك از شما چنانچه عيبى در ديگرى جست بايد نفس خود را از آن عيب بر كنار دارد . 46 لحبّ الدّنيا صمت الأسماع عن سماع الحكمة و عميت القلوب عن نور البصيرة : بواسطهء دوستى دنيا است كه گوشها از شنيدن دانش و حكمت كر شوند و ديده‌ها از ديدار نور بينش كور گردند . 47 ليست الأنساب بالأباء و الأمّهات لكنّها بالفضائل المحمودات : نسبها و پيوندها ( و افتخارات بشرى ) بپدرها و مادرها نيست لكن آن بفضلها و فزونيهاى ستودگيها است . 48 للمؤمن عقل وفىّ و حلم مرضىّ و رغبة فى الحسنات و فرار من السّيّئات : مؤمن داراى عقلى است وافى و رساى بامور و حلمى است پسنديده و ميلى در كار بستن خوبيها و گريزى است از زشتيها . 49 لتعطفنّ علينا الدّنيا بعد شماسها عطف الضّروس على ولدها : البتهّ جهان پس از پشت كردن و چموشى نمودن بر ما روى آورد روى آوردن مادهء شتر گزندهء بر فرزندش ( با اين همه آزارها كه بر ما و اهل حق در دنيا وارد شدهء بالأخره صحنهء جهان براى ما صافى گردد و فرزندانم مالك رقاب امم خواهند شد ) . 50 لترجعنّ الفروع الى اصولها و المعلولات الى عللها و الجزئيّات الى كلّيّاتها : البتهّ فرعها بسوى اصلها و پديد آورده‌ها بسوى پديد آرنده‌ها و علّتها و جزؤها بسوى كلّيّات خويش باز خواهند گشت ( و اين پيكر بشرى خاك گرديده و روحش بعالم روح و حقيقت خواهد پيوست ) . 51 للظّالم من الرّجال ثلاث علامات يظلم من فوقه بالمعصية و من دونه بالغلبة و يظاهر القوم الظّلمة : از مردان كسى كه ستمكار است داراى سه نشان است ما فوق خودش ( خداوند جهان ) را به معصيت كردن و ما دون و زير دستش را با غالب شدن ستم مىكند و مردمان ستمكش را پشتيبانى مى نمايد . 52 ليخشع اللّه سبحانه قلبك فمن خشع قلبه خشعت جميع جوارحه : البتهّ بايد دلت براى خداوند بزرگ نرم و خاشع گردد زيرا كه كسى كه دلش نرم شد همه اعضاء و جوارحش نرم ميشوند ( و بطاعت و عبادت خداى برميخيزند ) . 53 للمؤمن ثلاث علامات الصّدق و اليقين