عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

75

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

1851 المحاسن فى الإقبال هى المساوى فى الإدبار : خوبيهاى در خوشبختى بديهاى در گرفتارى و بخت برگشتگى اند . 1852 ألصّمت يكسيك الوقار و يكفيك مؤنة الاعتذار : خموشى لباس وقار را بر تو مى پوشاند و سختى عذر خواهى را از تو كفايت مىكند . 1853 الأمل سلطان الشّياطين على قلوب الغافلين آرزوى دراز داشتن تسلّط داشتن شياطين بر دلهاى بيخبران است . 1854 الحكمة ضالّة كلّ مؤمن فخذوها و لو من أفواه المنافقين . حكمت و دانش گمشدهء هر مؤمنى است پس آن را فرا گيريد اگر چه از دهن منافقان باشد . 1855 الجهل فى الإنسان أضرّ من الأكلة فى البدن نادانى در انسان زيانش از خوره در بدن بيشتر است . 1856 ألسّعيد من خاف العقاب فامن و رجا الثّواب فأحسن : نيكبخت كسى است كه از عذاب بترسد و ايمن گردد و به ثواب اميدوار باشد ، و كار نيكو كند . 1857 الحاسد يرى أنّ زوال النّعمة عمّن يحسده نعمة عليه : حسود زوال نعمت از محسود را براى خودش نعمتى مى بيند ( در صورتى كه بدبخت سخت در اشتباه است ) . 1858 ألسّاعى كاذب لمن سعى إليه ظالم لمن سعى عليه سخن چين دروغگو است نسبت به آن كه سخن نزدش برد و نسبت به آن كه سخنش را مى برد ستم روا دارد . 1859 العلم حاكم و المال محكوم عليه : دانش هماره فرمان دهنده و مال فرمان برنده است . 1860 العلم يرشدك إلى ما أمرك به و الزّهد يسهل لك الطّريق اليه : دانش تو را براهى كه فرمانت مىدهد هدايتت مىكند و زهد راهش را براى تو هموار مى سازد 1861 المال يكرم صاحبه فى الدّنيا و يهينه عند اللّه سبحانه : مال مالدار را در دنيا ارجمند مى دارد و نزد خداوند سبحانش خوار مى سازد . 1862 الفقيه كلّ الفقيه من لم يقنط النّاس من رحمة اللّه و لم يؤيسهم من روح اللّه : دانشمند و فقيه كامل عيار كسى است كه مردم را از رحمت خدا نوميد نگرداند و از آمرزش خدايشان مأيوس نسازد . 1863 العالم كلّ العالم من لم يمنع الرّجاء لرحمة اللّه و لم يؤمنهم مكر اللّه : دانشمند به تمام معنى دانشمند كسى است كه مردم را از اميد رحمت خدا باز ندارد و از سخت گيرى خدايشان ايمن ندارد .