عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

مقدمه مترجم 8

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

3 - مرحوم سيّد شريف رضى اعلى اللّه مقامه الشّريف 470 كلمه از كلمات افصح آن حضرت را گلچين و در آخر نهج البلاغه مكرّر بچاپ رسيده است . 4 - عزّ الدّين ابن ابى الحديد معتزلى در آخر شرحش بر نهج البلاغة هزار كلمه از كلمات قصار آن حضرت را گرد آورده و آن را تذييلى بر كتاب شريف رضى قرار داده است . 5 - اسعد بن عبد القاهر الاصفهانى استاد سيّد ابن طاوس مقدارى از آن كلمات نورانى را در كتاب اكسير السّعادتين گرد آورده است 6 - علىّ بن محمّد اللّيثى الواسطى 13626 كلمه از آنها را بنام عيون الحكم و المواعظ و ذخيرة المتّعظ و الواعظ گرد آورده و مرحوم محمّد تقى لسان الملك سپهر كاشانى مؤلّف ناسخ التّواريخ تمامى آنها را بدون ذكر مأخذ در آخر جلد حالات حضرت امير المؤمنين نقل كرده و اين كتاب چاپ شده و در كتابخانه مدرسه مباركه مروى تهران موجود است . 7 - قاضى ابو يوسف يعقوب بن سليمان الاسفرائينى مجموعهء از كلمات آن حضرت را بنام ( الفرائد القلائد ) گرد آورده و نسخهء از آن در كتابخانهء مروى موجود و در حدود قرن ششم ظاهرا نوشته شده است . و نيز عدهّء بسيارى از از علماء و فضلاى اخير از قبيل آية اللّه علامة آقاى سيّد هبة الدّين شهرستانى و آقاى سيّد عبد اللّه بهبهانى مقيم شوشتر محمّد حسن ميرزاى قاجار احمد على سپهرى ( مورّخ الدوّله ) و مكتبى شيرازى سازندهء ليلى و مجنون وقار پسر مرحوم وصال شيرازى هر يك مقدارى از اين كلمات را تيمّنا و تبرّكا بنظم و نثر شرح و ترجمه نموده‌اند و همچنين بسيارى از علماء قرون گذشته هر يك بنوبهء خود در گلستان علوم علوى و حكم و آثار مرتضوى بسير و تفرّج پرداخته و از آن گلهاى گوناگون بذوق و سليقهء خويش گلدسته‌ها بر بسته‌اند تازه اينها كسانى اند كه آثارشان كما بيش بدست افتاده و علماء رجال از قبيل صاحب رياض و حاجى نورى و مرحوم خونسارى در روضات نامى از آنها برده‌اند و از كجا كه صدها نفر ديگر از علماء و دانشمندان از اين خرمن پربركت خوشه‌ها نچيده باشند و دست حوادث ايّام آنها را بباد نهب و غارت نسپرده باشد و بطور قطع مى توان يقين كرد كه همين طور است زيرا كه مرحوم قطب الدّين كيدرى صاحب شرح كبير بر نهج البلاغه در شرح خويش گويد از بعضى از علماء اهل حجاز شنيدم كه مى گفت در كشور مصر در نزد صحّافى مجموعه يافت شد كه آن جلد بيست و چندم از كلمات گهر بار حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بود و اين جاى شگفتى نيست زيرا كه امير المؤمنين على عليه السّلام باب مدينهء علوم و حكمتهاى رسول خدا است كه خودش فرمود : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هزار در از علم به روى من بگشود كه از آن هزار در يك ميليون باب علم و دانش به روى من گشوده گشت و گذشته از اين زندگانى پر ماجراى حضرت در طول چهار سال و خوردهء خلافت از فتنهء ناكثين و قاسطين و مارقين در ميدانهاى جنگ و جاهاى ديگر ايجاب مىكند كه سخنان حضرت بيش از آنها باشد و ديگر اين كه آن حضرت عليه السّلام كلام اللّه ناطق و علم و حكمتش را پايانى نيست كما قال اللّه تعالى