عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

36

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

1109 ألسّاعات تنقّص الأعمار ساعات و دمها كوتاه كنندهء عمراند 1110 ألظّلم يدمرّ الدّيار ستمكارى خراب كنندهء خانه‌هاست 1111 ألتّوبة يستنزل الرّحمة بازگشت به خدا فرود آرنده مهر و رحمت خدا است 1112 الإصرار يجلب النّقمة پافشارى بر گناه فرود آرنده خشم و سطوت خدا است . 1113 ألطّاعة تستدرّ المثوبة فرمان خدا بردن پاداش را بر سر انسان فرو مى ريزد 1114 المعصية تجلب العقوبة نافرمانى خدا كردن كيفر حق را كشنده است 1115 الغيبة جهد العاجز ناتوان منتها درجهء كوشش بدگوئى است 1116 ألجنّة مال الفائز بهشت پايان كار كامروا است . 1117 البشاشة حبالة المودّة خوشروئى كمند دوستى است 1118 الإنصاف يستديم المحبّة دادگسترى دوستى را پايدار مى دارد 1119 الحزم بإجالة الرّأى دور انديشى بگردش و كار انداختن انديشه است . 1120 أللّجاج يفسد الرّأى ستيزه‌خوئى انديشه را تباه مىكند 1121 العجز يطمع الأعداء بيچارگى دشمن را در انسان بطمع مى افكند 1122 ألخلاف يهدم الأراء مخالفت انديشه‌ها را نابود مى سازد 1123 ألرّأى بتحصين الأسرار انديشه درست بنگهدارى رازها است 1124 الإذاعة شيمة الأغيار افشاى اسرار روش بيگانگان است 1125 إضاعة الفرصة غصّة فرصت را از دست دادن سبب تنگ دلى است . 1126 أوقات السّرور خلسة دمهائى كه بشادمانى بر مى آيد زود گذر است ( و انسان براى شادى دمى نبايد گرفتارى دائمى براى خود بيندوزد ) . 1127 الغالب بالشّرّ مغلوب آنكه بناحق غالب گردد مغلوب است 1128 المحارب للحقّ محروب آنكه با حق به حال جنگ است غارت كرده شده است . 1129 القلب مصحف الفكر دل نامه انديشه است ( انديشه‌ها نخست در مغز و سپس در دل منعكس گردند ) 1130 ألنّعم تدوم بالشّكر نعمتها با سپاسگزارى پايداراند 1131 ألولايات مضامير الرّجال حكمرانيها ميدان جولان دادن مردانند 1132 الأعمال تسقيم بالعمّال پايدارى كارها به كار پردازان است 1133 اليأس يعزّ الأسير نااميدى از مردم اسير را ارجمند مى دارد 1134 ألطّمع يذلّ الأمير طمع امير را خوار مى سازد . 1135 ألسّخاء يكسب الحمد بخشش ستايش را بدست آرد 1136 العفو يوجب المجد گذشت از گناه پديد آرنده بزرگيست 1137 الإمامة نظام الأمّة پيشوائى كار مردم را سر و سامان است 1138 ألطّاعة تعظيم الإمامة فرمان خدا بردن پيشوا را بزرگ داشتن است 1139 ألدّنيا دار المحنة جهان جايگاه رنج و محن است . 1140 الهوى مطيّة الفتنة آرزو مركب فتنه و آشوب است 1141 العفو أحسن الانتصار گذشت از گناه بهترين يار گرفتن است