عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

410

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

( از قبيل كينه و بخل و حسد و غير اينها ) كه او را بسوى هوا مى كشند ريشه كن كند و آن را ( از پذيرفتن اخلاق فاسده ) حفظ نمايد و عنانش را گرفته بسوى طاعت خدايش بكشند . 17 رحم اللّه امرء أخذ من حياة لموت و من فناء لبقاء و من ذاهب لدائم : خداى بيامرزد مردى را كه از حياتش براى موتش و از فنايش براى بقايش و از رونده‌اش براى پاينده‌اش برگيرد ( و اين روزكى چند را كه دستش مى رسد براى سراى جاودانى آخرتش كار كند ) . 18 رحم اللّه امرء تورّع عن المحارم و تحمّل المغارم و نافس فى مبادرة جزيل المغانم : خداى بيامرزد مردى را كه از حرامها بپرهيزد و غرامتها را تحمّل نمايد و آرزومند شتافتن بسوى بخل و بهره‌هاى بسيار ( از ثوابهاى آخرت و رسيدن بدرجات عاليه بوده ) باشد . 19 رحم اللّه امرء راقب ربهّ و تنكّب ذنبه و كابد هواه وكذّب مناه امرء ذمّ نفسه و ألجمها من خشية ربّها بلجام التّقوى خداى بيامرزد مردى را كه پروردگارش را مراقب باشد گناهانش را از هم بپاشد هواى نفسش را درهم بكوبد آرزويش را دروغ پندارد مردى باشد كه نفسش را نكوهش كند و از ترس پروردگارش آن نفس را بلجام پرهيز و تقوا ملجم سازد . 20 رحم اللّه ولدا أعان والديه على برهّ و رحم اللّه والدا أعان ولده على برهّ و رحم اللّه جارا أعان جاره على برهّ و رحم اللّه رفيقا أعان رفيقه على برهّ و رحم اللّه خليطا أعان خليطا على برهّ : خداى بيامرزد فرزندى را كه پدرش را بر نيكى كردن به خودش يارى دهد و خداى بيامرزد پدرى را كه فرزندش را بر نيكى كردن به خودش يارى دهد ( بر طبق حديث شريف : أنا و علىّ أبوا هذه الأمّة : گويا مراد حضرت اين باشد ما كه پدر امّتيم آنها را بر نيكى كردن يارى كرده‌ايم سزاوار است امّت ما نيز با به كار بستن صلاح و تقوا ما را يارى كند ) و خداى بيامرزد همسايهء كه همسايه‌اش را بر نيكى كردن يارى كند و خداى بيامرزد دوستى را كه دوستش را بر يارى كردن به خودش يارى كند و خداى بيامرزد همدمى را كه همدمش را بر نيكى كردن به خودش يارى كند ( و اين دو جملهء اخير 19 و 20 در غرر الحكم نيست از روضه