عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
375
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
أهل الخير : گرد آمدن بزرگواريها در به كار بستن نيكيها است بآزاد مردان و بزرگان و نيكى كردن است با نيكان . 82 جحود الإحسان يحدو على قبح الامتنان اين كه انسان احسان ديگرى را انكار كند كار بزشتى منّت نهادن مى كشد ( و احسان كننده ناچار مىشود در روى او ايستاده با كمال تندى خوبيهاى خود را برخ او بكشد . ) 83 جحود الإحسان يوجب الحرمان : خوبى ديگران را منكر شدن موجب نوميدى و حرمان است 84 جاوز القبور تعتبر : بقبرستان بگذر عبرت گير . جاور العلماء تستبصر : با دانشمندان همنشين باش تا بينا شوى . 85 و قال عليه السّلام فى حقّ من ذمّهم من بنى أميّة و غيرهم : جعلوا الشّيطان لأمرهم مالكا و جعلهم له أشراكا ففرّخ فى صدورهم و دبّ و درج فى حجورهم فنظر بأعينهم و نطق بألسنتهم و ركب بهم الزّلل و زيّن لهم الخطل فعل من شركه الشّيطان فى سلطانه و نطق بالباطل على لسانه : و آن حضرت عليه السّلام در بارهء كسانى كه آنان را نكوهش مى فرمود از بنى اميهّ و جز آنان فرمودند : دشمنان ما شيطان را مالك امر خود گرفتند و شيطان هم از آنها براى خود دامها قرار داد آهسته در كنارها و سينههاى آنان در رفت و جاى گزيد و جوجه بر آورد بچشمهاى آنها ديد و بزبانهاى آنها سخن گفت آنها را بر لغزشها سوار كرد و خطاها را برايشان بياراست شيطان بر او سلطنت پيدا كرد و هر يك از آنها را بدام خود در كشيد و او هم بر زبان شيطان بباطل و نادرست سخن گفت ( مثلا ابى بكر براى پيشرفت كار غصب خلافت بر خلاف صريح قرآن مجيد در پاسخ حضرت فاطمه صلوات اللّه عليها جملهء منحوسهء نحن الأنبياء لا نورّث را به زبان راند و پر پيدا است كه اين سخن از زبان شيطان است و حضرت زهرا ( س ) خودشان جواب اين كلمه را در مسجد داده و بطلان آن را با آيات قرآن اثبات فرمودند ) . ( الفصل السابع و العشرون ) حرف الحاء بلفظ حسن ممّا ورد من حكم أمير المؤمنين علىّ بن أبي طالب عليه السّلام فى حرف الحاء بلفظ حسن قال عليه السّلام