عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
139
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
خدعت به من المحاسن و تزعج المطمئنّ إليها و القاطن : از فريب جهان بپرهيزيد كه جهان هميشه پس مى گيرد آنچه را كه بدان فريب داده از نيكيها و ساكن و دلبستهاش را مشغول از جاى بر كندن است . 85 إتّقوا خداع الآمال فكم من مؤمّل يوم لم يدركه و بانى بناء لم يسكنه و جامع مال لم يأكله و لعلهّ من باطل جمعه و من حقّ منعه أصابه حراما و احتمل به اثاما : از فريب زدن آرزوها بترسيد چه بسا آرزومندى روزى را در نيافت و سازندهء بنائى كه در آن ننشست و گرد آرندهء مالى كه آن را نخورد و شايد كه از راه نامشروع جمع آورى كرده آن را و از بابت حقى كه نداده است از حرام بوى رسيده و گناهان بسيارى را بواسطهء آن بدوش كشيد . 86 أعرفوا الحقّ لمن عرفه لكم صغيرا كان أو كبيرا وضيعا كان أو رفيعا : آنكه حق گذار شما است حقّش را بگذاريد خواه كوچك خواه بزرگ خواه پست خواه بلند . 87 احترسوا من سورة الجمد و الحقد و الغضب و الحسد و أعدّوا الكلّ شيء من ذلك عدّة تجاهدونه بها من الفكر فى العاقبة و منع الرّذيلة و طلب الفضيلة و صلاح الأخرة و لزوم الحلم : از شرارهء آتش نادانى و كينه و خشم و رشك بپرهيزيد و از براى هر يك از اينها براى پيكار و رشك بپرهيزيد و از براى هر يك از اينها براى پيكار و بهم در شكستنشان سلاحى تهيهّ كنيد از فكر در عاقبت امر و دور كردن زشتى و طلب فضيلت و فزونى و سازگار آخرت و جدا نشدن از بردبارى 88 اعجبوا لهذا الإنسان ينظر بشحم و يتكلّم بلحم و يسمع بعظم و يتنفّس من خرم : از اين بشر بشكفت آئيد ( و بنگريد كه چگونه ) او با پيهى مى بيند و با پارهء گوشتى سخن مى گويد و با استخوانى مى شنود و از سوراخى نفس مى كشد . 89 اضربوا بعض الرّأى ببعض يتولّد منه الصّواب انديشه را پارهء بپارهء بزنيد تا رأى درست زايد و بدست آيد . 90 أجملوا فى الخطاب تسمعوا جميل الجواب : مردم را زيبا و نكو خطاب كنيد تا جواب زيبا بشنويد 91 امخضوا الرّأى مخض السّقاء ينتج سديد الأراء : همانطورى كه سقّا آب را در مشك مى جنباند