عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
مقدمه مترجم 12
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
ابى عبد اللّه البتى كه خود راوى احاديث عامهّ است نقل كرده است كه كتاب جواهر الكلام في الحكم و الأحكام تأليف عبد الواحد آمدى را ديده است و بعد افندى گويد اين كتاب غير از كتاب غرر الحكم و درر الكلم مىباشد . زمان مؤلف : در كتب رجال نامى از زمان تولّد و فوت آمدى عليه الرّحمة و الرّضوان نيست لكن بنا بر اين كه ابن شهر آشوب آمدى را از مشايخ خويش در اوّل مناقب ذكر كرده است و روى اين حساب كه تولّد ابن شهرآشوب در سال 488 و وفاتش در سال 588 بده روز كمتر بوده و قرآن مجيد را در هشت سالگى محفوظ و در اوّل جوانى بطورى كه نوشتهاند در علوم شيعه وارد بوده و اجازهء نقل حديث از غرر الحكم را از آمدى گرفته است لابدّ آمدى در آن زمان يكى از مشايخ كبار حديث و مردى لااقل شصت ساله بوده است و باز از روى اين قرينه كه شيخ الطايفه شيخ طوسى قدّس اللّه روحه الشّريف در ماه محرّم سنة 460 در نجف اشرف وفات كرده باشند بطور حتم مى توان گفت كه آمدى در آن زمان در قيد حيوة بوده و لااقل سى سال از زمان شيخ را درك كرده است پس از تنظيم اينمقدمّه بر حسب اتّفاق بكتاب ريحانة الأدب مرحوم خيابانى گذارم افتاد ديدم ايشان سال وفات آمدى را پيدا كرده و 510 قمرى مرقوم داشتهاند كه با حدس و تخمين نگارنده مطابق در آمد . بنا بر اين شواهد زنده و روشن آمدى معاصر با شيخ طوسى و تاريخ تأليف كتاب مستطاب غرر الحكم را در حدود نهصد سال قبل مى توان حدث و تخمين زد و از عجايب روزگار است كه چنين گنج گرانبهائى كه واقعا آسمانى پر از شموس طالعه و اقمار و كواكب منيره است در طول نه قرن كه يك صد و ده نفر از علما و دانشمندان بشرح و ترجمهء كتاب مستطاب نهج البلاغه پرداختهاند چرا در اطراف اين كلمات مقدّس كه هر يك از آنها دريائى از علم و حكمت و تأمين كنندهء سعادت دو جهانى بشريّت است بشرح و دقّت نپرداختهاند و بطبع و انتشارش اقدام نفرمودهاند . بلى تنها كسى كه به اين فكر افتاد و در اين ميدان قدم نهاد عالم حكيم مدفق مرحوم آقا جمال محقّق خوانسارى اعلى اللّه مقامه متوفّاى 1099 است كه به اين كار اقدام كرد و شرح مبسوطى بر آن زد و بطورى كه حاجى نورى در خاتمهء مستدرك متذكّر شده است آن را در دو جلد ضخيم ترتيب داده است لكن حاجى هر چه كاوش كرده است آن را نيافته و آرزومند ديدارش بوده است . نگارنده هنگامى كه اين عبارت را از حاجى نورى ديدم بطمع افتاده و براى زيارت آن كتاب شريف بكتابخانههاى مهمّ كشور در كارنامه نگارى شدم تا اين كه معلوم شد يك نسخهء از آن كه تا خاتمه حرف الف است در كتابخانهء مباركه مرحوم سپهسالار طىّ شماره 3280 موجود است گر چه كاتب در آخر نام خويش را اظهار نكرده است لكن از قرائن و شواهد پيدا است كه خطّ زيباى خود مرحوم خونسارى است و اين نسخه را يكى از علماء بنام محمّد حسين ابن نور الدّين الحسينى الجزائرى در سال 1148 در شهر لكنواز بلاد هندوستان بهنگام سياحت ديده و شناخته و آن را خريده بايران آورده است . ديگر آنكه در قرون گذشته كه صنعت چاپ در دنيا متداول نگرديده بود علماى عاليمقدار اسلام كتب گرانبها و