امتياز عليخان العرشي
43
ترجمه استناد نهج البلاغه ( فارسى )
عليه العدل فالجور عليه اضيق » ( 1 ) ( ج 1 ص 42 ) . آن را ابو هلال حسن بن عبد اللّه عسكرى ( متوفى بعد از 395 ه 1005 م ) در كتاب ( الاوائل ، ص 102 ب ) در ضمن خطبهاى طولانى آورده است ابن ابى - الحديد گويد : ( شرح نهج ، ج 1 ، ص 50 ) اين خطبه را « الكلبى » از طريق ابو صالح از ابن عباس رضى اللّه عنه روايت كرده است . 9 - كلام پانزدهم ( در هنگام بيعت با امام ) : « ذمتى بما اقول رهينه و انا به زعيم ، ان من صرحت له العبر عما بين يديه من المثلات ، حجزته التقوى عن تقحم الشبهات ، الا و ان بليتكم قد عادت كهيأتها يوم بعث اللّه نبيكم ( ص ) . . . » ( 2 ) إلخ ( نهج ، ج 1 ، ص 42 ) . جاحظ در ( البيان و التبيين ، ج 1 ، ص 170 ) بخشى از اين كلام را نقل كرده است ، ابن قتيبه ( عيون الاخبار ، ج 2 ، ص 236 ) ، ابن عبد ربه ( العقد الفريد ، ج 2 ، ص 162 ) ، العسكرى ( الاوائل ، ص 102 الف ) ، ابو جعفر و محمد بن - يعقوب كلينى ( متوفى 328 ه 940 م ) « اصول كافى » ( ص 97 ) ، كتاب الروضة ( از فروع كافى ، ج 3 ، ص 32 ) بعضى تمام و بعضى قسمت عمدهاى از آن را نقل كردهاند ، شيخ مفيد در ( ارشاد ، ص 135 و 140 ) و شيخ الطايفه ( الامالى ، ص 147 ) . 10 - كلام شانزدهم : - [ در وصف حاكمى كه فاقد صلاحيت است ] . « ان أبغض الخلائق الى اللّه رجلان : رجل و كله اللّه الى نفسه فهو جائر عن قصد السبيل ، مشغوف بكلام بدعة و دعاء ضلالة ، فهو فتنة لمن افتتن به ، ضال عن هدى من كان قبله ، مضل لمن اقتدى به فى حياته و بعد وفاته ، حمال خطايا غيره ، رهين بخطيئته . . . » ( 3 )
--> ( 1 ) به خدا سوگند اگر ( از اقطاعات عثمان ) اموالى را بيابم كه با آنها زنها به شوى رفته باشند و يا كنيزانى به تمليك در آمده باشند ، آنها را ( به صاحبانش ) باز مى گردانم در عدل و داد ( براى مردم ) گشايشى است و هر كه از عدل در مضيقت افتد ، جور و ستم بر او تنگتر خواهد بود . ( 2 ) ذمهء من گروى سخنهايى است كه مى گويم و خود ضامن گفتار خويشتن هستم . هر كه از دگرگونيهاى گيتى و انقلاب رنگارنگ جهان عبرت آموخت ، هنگام وقوع در شبهات تقوى و پرهيزگارى پاسدار اويند . هان آگاه باشيد محنت و بليهء شما به همان گونه كه در زمان بعثت بوده بازگشته است . ( 3 ) نزد خدا دشمن ترين مردمان دو تنند ( گروهند ) : يكى آنكه خداوند او را به خودش واگذار كرده و او از راه حق منحرف گشته و به كلام بدعت و گمراه كنندهء ديگران دل بسته ، پس او بلا و فتنهاى است براى كسى كه دچار فتنهء او شود و گمراه است از راه راست كسى كه آن كس پيش از او حكمران واقعى بوده و گمراه كننده است كسى كه به او اقتدا كند ، چه در حال حيات و چه بعد از وفات او ، باركش خطاياى ديگران و هم گروگان گناهان خويش است .