امتياز عليخان العرشي

19

ترجمه استناد نهج البلاغه ( فارسى )

ص 55 ) و ( ابن العماد ) در ( شذرات الذهب ج 3 ، ص 257 ) همگى گفتهء ابن خلكان را در مقام شرح حال شريف رضى نقل كرده‌اند و اين نقل قول دليل بر موافقت ايشان با نظر ابن خلكان مى باشد . علامهء ذهبى ( فوت 748 ه 1347 م ) در ( ميزان الاعتدال ج 2 ، ص 201 ) و علامه ابن حجر عسقلانى ( فوت 852 ه 1448 م ) در ( لسان الميزان ج 4 ، ص 223 ، چاپ هند ، 1330 ه ) چنين گويند : « شريف مرتضى » كه متهم به وضع و ساختن كتاب « نهج البلاغه » مى باشد ، سهم بسزايى در علوم داشته و هر كس كه كتاب او « نهج البلاغه » را مطالعه كند ، يقين پيدا مىكند كه انتساب اين كتاب به على امير المؤمنين رضى اللّه عنه دروغ و مجعول است . در اين كتاب از سب آشكار و تنزيل مقام ابو بكر و عمر ، تناقضات و امور ركيك ، نيز تعبيراتى وجود دارد كه با آشنايى با روحيهء اصحاب قرشى « پيامبر » و وقوف بر روحيهء متأخرين از صحابه ، به يقين در مى يابد كه بخش عمدهء اين كتاب منحول و نادرست است . از گفتار ابن خلكان و آنان كه به تبع او رفته‌اند چنين نتيجه مى گيريم : 1 - دانشمندان در بارهء مؤلف « نهج البلاغه » بر يك قول نيستند ، گروهى آن را به شريف مرتضى و دسته‌اى ديگر آن را به شريف رضى نسبت داده‌اند . 2 - قول ارجح در ميان اين گروه آن است كه مؤلف نهج البلاغه شريف - مرتضى است به دليل آنكه اين مطلب را در شرح حال شريف مرتضى آورده‌اند . 3 - دسته‌اى از دانشمندان برآنند كه خطبه‌ها و حكم نهج البلاغه از تأليف همان كسى است كه آنها را به امير المؤمنين على بن ابى طالب منتسب نموده است . علامه ذهبى و قسطلانى ( 1 ) گويند : كه اين كتاب ساخته و پرداختهء شريف - مرتضى است و همو آن را به على بن ابى طالب ( رضى اللّه عنه ) نسبت داده است ، زيرا در آن دشنام و سب صريح و تنزل مقام ابو بكر و عمر ( رضى اللّه ) ، متناقض بودن بيانات و امور ركيك تعبيراتى دارد كه با روحيهء متأخران سازگارتر است تا با روحيهء صحابه . ( انتهى ) .

--> ( 1 ) منظور از : قسطلانى ، همان ابن حجر عسقلانى است كه وى را در كلمات و تعبيرات بزرگان به هر دو شهر منسوب كرده‌اند ( ريحانة الادب ، 5 307 ) .