امتياز عليخان العرشي

131

ترجمه استناد نهج البلاغه ( فارسى )

عرب و پادشاهان و فلاسفهء يونان . اسماعيل پاشا در هدية العارفين ( 2 164 ) شانزده كتاب ديگر از آثار ابن نباته را بر شمرده است . 41 - سمط اللآلي فى شرح امالى القالى : عبد اللّه بن عبد العزيز بن محمد البكرى الاونبى مشتمل بر شرح نيمهء اول امالى قالى است ( مصر 1354 ه . ق ) 1936 م . سربى ، وزيرى ، 622 134 صفحه ، چاپ لجنه التأليف و الترجمهء تحقيق عبد العزيز الميمنى استاد ادبيات عرب دانشگاه عليگر هند . مؤلف اين كتاب از مردم شلطيش ( شهركى در غرب اشبيليه واقع در ساحل دريا ) و ساكن قرطبه بود . وى در شوال سال 487 ه . ق بدرود حيات گفت و در مقبرهء ام سلمه مدفون شد . او : لغت شناس ، اديب ، متبحر در اشعار ، غريب و انساب عرب بوده مدتى والى شهر كبلة و صاحب جزيرهء شلطيش بود . داراى آثار بسيار است كه محقق كتاب مزبور دوازده اثر از آثار وى را بر شمرده است . كتاب سمط اللآلي همان گونه كه از نام آن پيداست نوادر لغوى امالى را شرح كرده است و به مواردى كه قالى از آنها غفلت كرده متذكر شده و اشتباهات قالى را نيز گوشزد نموده است . جلد اول آن در 621 صفحه در قطع رحلى و جلد دوم شامل پنج للآلى با فهرست و حواشى چاپ شده است . 42 - شذرات الذهب فى اخبار من قد ذهب لابن العماد ( مصر 1350 ) : تأليف مورخ ، فقيه ، اديب ابو الفلاح عبد الحى بن احمد بن احمد بن محمد حنبلى معروف به ابن العماد ( تولد : 1032 فوت 1089 ه . ق ) در سن 57 سالگى در مكه . در تاريخ و تراجم است . از آغاز سال هجرت تا سال 1000 ه . را در بردارد و در آن حوادث مهم كه در اين فترت رخ داده است و نيز شرح حال اعيان ، رجال ، دانشمندان و پادشاهان و . . . را ذكر كرده است و بيشتر به رجال حنفيان پرداخته و متجاوز از سه هزار ترجمه دارد . اين كتاب از روى نسخه‌اى به خط مؤلف در مصر چاپ شد ، 8 جلد ، سربى ، وزيرى . و چاپى ديگر ( افست ) در بيروت از آن انتشار يافت . در روى جلد چاپ مصر وعده داده است كه تمام كتاب ده جلد است اما حوادث هزار هجرى و خود كتاب در جلد هشتم به پايان مى رسد . 43 - شرح نهج البلاغه لابن ابى الحديد ( چاپ ايران 1 - 1270 ه . ق ) : يكى از مهمترين و معروفترين شرحهاى نهج البلاغه ، شرح ابن ابى الحديد عز الدين عبد الحميد بن هبة اللّه بن محمد ابن ابو حديد مداينى معتزلى ( متولد در مدائن 586 ه . فوت در بغداد 655 ه . ق ) . وى از مردان ادب و علم كلام بود و مانند ساير دانشمندان قرن هفتم بيشتر به شرح و تفسير سخنان ديگران پرداخته است تا ايجاد و ابتكار . او بيش از آنكه مبدع باشد شارح است . چنان كه « الفلك الدائر » را در بارهء « المثل السائر » ابن اثير ( ف 637 ه . ق ) ، « الاعتبار » را در بارهء « الذريعة » شريف مرتضى ( ف 436 ه . ق ) و « نقض المحصول » را در بارهء « محصول » فخر رازى ( ف 506 ه . ق ) و « مشكلات الغرر » را در بارهء « غرر الادلة » از محمد بن على بصرى ( فوت 463 ه . ق ) نگاشته و « ياقوت » ابن -