الشيخ محمد حسين كاشف الغطاء ( مترجم : عزيز الله عطاردى خراسانى )

9

الأرض و التربة الحسينية ( زمين و تربت حسينى ) ( فارسى )

حد احصاء بيرون مىباشند ، شريعت مقدس اسلام براى همين جهت به زمين توجه دارد ، در قرآن شريف است كه : « أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفاتاً ، أَحْياءً وَ أَمْواتاً ، وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها ، أَخْرَجَ مِنْها ماءَها وَ مَرْعاها ، فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى طَعامِهِ ، أَنَّا صَبَبْنَا الْماءَ صَبًّا ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا ، فَأَنْبَتْنا فِيها حَبًّا ، وَ عِنَباً وَ قَضْباً ، وَ زَيْتُوناً وَ نَخْلًا ، وَ حَدائِقَ غُلْباً ، وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا » . از نبات و اشجار و ميوه‌جات و حبوبات ، و معادن و احجار كريمه كه از زمين به دست مىآيند صرفنظر كنيد ، و اندكى فكر خود را متوجه انسان نمائيد ، همين انسان خردمند و با هوش كه با نيروى فكر و انديشه بر قواى طبيعى غلبه كرده و نيروى بخار و برق و هسته اتم را در دست گرفته ، و صنايع محير العقول آدمى را خيره ساخته است خود محصول و آفريده همين خاك مىباشد ، عناصر وجودش از خاك و زمين گرفته شده و بار ديگر به زمين برگشته و با خاك آميخته خواهد شد . شايد از جهت شرافت و قداست و خيرات و بركات همين خاك بود كه حضرت رسول ( صلى الله علىه و آله ) وصى خود امير المؤمنين على عليه السّلام را كه از همگان به وى نزديك‌تر بوده « ابو تراب » مكنّى فرموده است ، و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام از اين كنيه بسيار راضى به نظر مىرسيد و به آن مباهات مىكرد ، عبد الباقى عمرى در يك بيت عرفانى در مورد اين كنيه گفته است : خلق اللّه آدم من تراب * فهو ابن له و أنت ابوه در سابق معمول بوده كه در مقابل بزرگان و پادشاهان زمين را مىبوسيدند ، و شايد سر مطلب از اين جهت بود كه