الشيخ محمد حسين كاشف الغطاء ( مترجم : عزيز الله عطاردى خراسانى )
10
الأرض و التربة الحسينية ( زمين و تربت حسينى ) ( فارسى )
اينان در واقع خاك را تعظيم و تكريم مىكردند ، و به زبان حال مىگفتند ما زمين را تقديس مىكنيم كه هم چون تو آدمى را به بار آورد و حكيم خيام در اين باره گفته است : اى خاك اگر سينه تو بشكافند * بس گوهر قيمتى كه در سينه تست يكى از بزرگان عرفا « 1 » در ترجيعبند خود گويد : دل هر ذره را كه بشكافى * آفتابيش در ميان بينى يكى از رجال مصرى كه در ادبيات فارسى اطلاعات كافى داشت كوشش مىكرد اين بيت را دربارهء اتم تفسير كند و ميگفت مقصود از « ذره » در قول اين عارف همين اتم است كه اينك كشف شده است ، و اين عارف قبل از كشف اتم از وجود آن اطلاع داشته است ، نظر اين دانشمند درست نيست ، زيرا مقصود شاعر از « ذره » اصل نخستين است كه همه اشياء از وى پديد آمدهاند و اكنون همهجا از وى پر شده است ، و مقصود از « آفتاب » هم نور حقيقت است كه همه آفتابها و ماهها از وى نور مىگيرند و ديدگان ظاهرى از درك آن آفتاب عاجز هستند . آيا زمين با همه اين بركات و خيرات شايسته تكريم و تشريف نيست و نبايد از آن تقديس و تمجيد كرد ؟ ! ، در اخبار و روايات وارد شده كه حضرت رسول ( صلى الله عليه و آله ) فرمود : « تمسحوا بالأرض فإنها برة بكم » و در حديث ديگر فرمود : « إنها أمكم الحنون و أكرموا عمتكم النخلة فإنها خلقت من فاضل طينة
--> ( 1 ) مقصود هاتف اصفهانيست