محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني
تنبيه الغافلين 121
فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )
7 - اشعار از نقطه چه حرفهاى بىحد كه نمود . . . 24 اين نباشد ور بود اى مرد پاك . . . 61 تا بكى باشى زكل خود جدا . . . 31 تبه گردد سراسر مغز بادام . . . 51 تو به تاريكى على را ديدهاى . . . 82 چو برخيزد تو را اين پرده از پيش . . . 51 چو خود كردند راز خويشتن فاش . . . 70 چون كه بىرنگى اسير رنگ شد . . . 95 در سابقه چون قرار عالم دادند . . . 74 در صورت حسن مىكند جلوهگرى . . . 22 در مذهب من چه سايه و نور يكيست . . . 24 ديد موسى يك شبانى را به راه . . . 53 ذاتى كه به ذات خويش پيدا شده است . . . 21 ساز طرب عشق كه داند كه چه ساز است . . . 72 رومى ! نشد از سر على كس آگاه . . . 82