محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني
تنبيه الغافلين 122
فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )
زآنكه عاشق از دم نقد است مست . . . سهل است مرا به سر خنجر بودن . . . 67 صد هزار آئين دارد شاهد مقصود من . . . 32 گفت مستانه عيان آن ذو فنون . . . 59 مصدر به مثل هستى مطلق باشيد . . . 22 مطربم سر مست شد انگشت بر رق مىزند . . . 60 من آنچه شرط بلاغ است با تو مىگويم . . . 100 منم اللَّه و در عين كمالم . . . 57 نخستين باده كاندر جام كردند . . . 69 نيست كامل در جهان آن كس كه دريا عين اوست . . . 58 هر دم به لباس دگر آن يار برآمد . . . 24 هستى كه در او ظهور آيات حق است . . . 23 همچو آب است اين سخن به جهان . . . 34