محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني
تنبيه الغافلين 28
فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )
ولقد « 1 » احسن شارح المطالع حيث قال فى هذاالمقام
--> ( 1 ) يعنى : و چه نيكو گفته است شارح مطالع در اين مقام ، بعد از بيان آنچه مصنف [ يعنى : قاضى سراجالدين محمود ارموى مؤلف كتاب مطالع الانوار ] گمان نموده است : آنچه به نظر مىرسد اين است كه كلى طبيعى وجود خارجى ندارد وموجود در خارج ، اشخاص وافرادند ، و اين ادعا دو دليل دارد : 1 - / اگر بگوئيم كلى طبيعى در خارج موجود است ، از سه صورت خارج نيست . يا اين كلى نفس جزئيات است در خارج ، يا جزئى از آنهاست ، و يا خارج از آنها ، و هر سه شق باطل است . بطلان صورت اول : كلى نمىتواند خود جزئيات باشد ، زيرا لازمهاش اين است كه هر جزئى عين جزئى ديگر در خارج باشد ، چه اينكه بنا بر فرض ، اين جزئى عين طبيعت كليه است وطبيعت هم عين جزئى و ( عينالعين عين ) پس خلاف فرض لازم آيد . بطلان صورت دوم : كلى نمىتواند جزئى از جزئيات خارجى باشد ، زيرا تقدم جزء بر كل در وجود لازم مىآيد ، چون تا ( جزء ) تحقق پيدا نكند ( كلّ ) موجود نمىشود ، در نتيجه تغاير بين ( جزئى ) و ( كلى ) حاصل مىشود و حمل يكى بر ديگرى صحيح نخواهد بود . بطلان صورت سوم : كلى نمىتواند چيزى خارج از جزئى باشد كه استحالهاش واضح است ، زيرا خلاف فرض است . 2 - / كلى طبيعى اگر وجود خارجى پيدا كند ، يا به تنهائى موجود مىشود و يا به همراه چيز ديگرى ، در صورت اول : نمىتواند تنها وجود پيدا كند ، زيرا لازم مىآيد وجود يك چيز در مكانهاى مختلف با اتصاف به صفات متضاده ، و اين بطلانش واضح است . صورت دوم يعنى : وجود كلى طبيعى در خارج بهمراهى چيز ديگر ، باز هم باطل است ، زيرا يا اينكه هر دو بيك وجود در خارج موجود مىشوند و يا به دو وجود ، پس اگر به يك موجود شوند و قيام وقوام وجود خارجى به هريك از ( كلى ) و ( چيز ديگر ) به تنهائى باشد . لازمهاش قيام يك چيز است به دو محلّ متفاوت ، و اين محال است . و اگر قيام آن يك وجود ، به مجموع آن دو چيز باشد ، در اين صورت موجود خارجى طبيعت كلى نخواهد بود ، بلكه مجموع ( طبيعت كلى و آن چيز ديگر ) موجود خواهد بود . مىگويم : اگر قول به وجود خارجى براى كلى طبيعى تمام شود ، پس شكى نيست كه آنچه فاضل لاهيجى بر وجود خارجى آلى طبيعى اشكال نموده است ، وارد است ، وچارهاى از آن نيست . و اگر موجود باشند ( كلى طبيعى و چيز ديگر ) به دو وجود ، در اين صورت امكان حمل كلى طبيعى بر مجموع نخواهد بود و اين خلاف فرض است . اشكال : در اين كه حيوان وجود خارجى دارد شكى نيست . پس كلى طبيعى موجود است . جواب : مىپذيريم كه حيوان وجود خارجى دارد ولى آن وجود خارجى ، كلى طبيعى نيست ، بلكه مصداق وفردى از براى آن كلى طبيعى مىباشد كه نام حيوان بر آن صادق است