محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني
فضايح الصوفيه 236
فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )
ونيز بغوى در كتاب مذكور در باب مناقب عمر بن خطّاب از جمله اخبار حسّان روايت كرده است از بريده كه گفت : حضرت پيغمبر به يكى از جنگها رفت و چون برگشت كنيزكى سياه به خدمت آن حضرت آمد وگفت : يا رسول اللَّه من نذر كردهام كه از اين سفر به صحّت مراجعت فرمايى من در پيش روى تو دف بزنم و غنا وخوانندگى كنم ، حضرت فرمود : اگر نذر كردهاى بزن و اگر نه مزن ، پس شروع كرد در زدن ، وابو بكر داخل شد واو مىزد ، پس على داخل شد وباز مشغول زدن بود ، وعثمان داخل شد و هنوز مىزد كه عمر داخل شد ، پس آن كنيزك دف را در زير مقعد خود گذاشت و بر آن نشست ، پس حضرت فرمود : « به درستى كه شيطان از تو مىترسد اى عمر ! زيرا كه من نشسته بودم و آن كنيز دف مىزد ، وابو بكر وعلى وعثمان همه داخل شدند وباز مىزد ، و چون تو داخل شدى دف را انداخت « 1 » » . و امام بخارى در كتاب صحيح خود بابى قرار داده استبه اينعنوان « باباستحباب لعب السّودان فى العيدين » يعنى : اين بابى است در بيان استحباب بازى كردن حبشيان در دو عيد رمضان و قربان ، و در آن باب از اين قبيل احاديث
--> ( 1 ) - مصابيح السنة : 4 / 158 حديث 4736 ، مسند احمد بن حنبل : 5 / 353 ، جامع ترمذى : 5 / 579 حديث 3690 .