محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني

فضايح الصوفيه 189

فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )

نيست به حضور جسم و بدن معشوق ، چنان كه شاعر گفته : أنا من أهوى و من أهوى أنا * نحن روحان حَللنا بدناً فإذا أبصرنا أبصرته * وإذا أبصره أبصرنا « 1 » يعنى : من همان معشوقم ومعشوقم من است ، ما دو جانيم در يك قالب ، پس هر وقت كه او مرا بيند من او را بينم ، و چون من او را بينم او مرا بيند . بعد از آن گفته : مخفى نماند آنكه اتحاد ميان دو چيز متصوّر نمىشود مگر به طريقى كه تحقيق نموديم و اين اتّحاد امور روحانيّه است واحوال نفسانيّه ، وامّا اجسام وجسمانيّات پس اتّحاد در آنها از ممتنعات است ، بلكه اتّحاد به مجاورت وممازجت ومماسّه است وبس ، بلكه به تحقيق آنست كه در اين عالم وصالى نمىرسد و در اين نشئه ذاتى به ذاتى متّصل نمىگردد از دو جهت يكى : آنكه جسم واحد متّصل چون به تحقيق امر خود كند داند كه مشتمل است بر غيبت وفقدان به سبب آنكه هر جزئى مفقود است از جزء ديگر كه با او رفيق است ، پس آن اتصال ميان اجزاء يك شىء عين انفصال است ميان آنها . و ديگر آنكه : ممكن نيست اتصال ميان دوجسم مگر به تلاقى در سطح آنها باهم وسطح خارج از حقيقت است

--> ( 1 ) - اسفار : 7 / 178