محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني
فضايح الصوفيه 190
فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )
وذات جسم ، پس در اين صورت ممكن نخواهد بود اتّصال چيزى از عاشق به ذات معشوق به اعتبار آنكه آن چيز نفس عاشق است ، يا جسم او ، يا عرضى از عوارض نفس او ، يا بدن او ، وسيّم محال است به اعتبار استحالهء انتقال اعراض ، و همچنين دوّم نظر به استحالهء تداخل اجسام ومجرّد تلاقى اطراف ونهايات فائدهاى ندارد . و همچنين نيز محال است ، به جهت آنكه هرگاه فرض كنيم كه نفسى متّصل شود به بدنى نفس او خواهد شد ، پس يك بدن صاحب دو نفس شود و آن ممتنع است ، و از اين جهت از براى عاشق خواهشش - كه قرب معشوق و صحبت با او است - حاصل شود خواهش بالاتر كند كه آن مصاحبت در خلوت است كه ديگرى با ايشان نباشد ، و چون نيز اين از براى او به عمل آمد خواهش معانقه وبوسيدن معشوق نمايد ، و چون اين نيز ميسّر شود خواهش كند دخول ولواطه به معشوق را وبغل گيرى وهمديگر را تنگ گرفتن ، و جميع بدن وجوارح رابه هم رسانيدنبه منتهاى حدّ امكان ، وباحصول همهء اينهاشوق عاشق و حرارت قلبش كم نشود ، بلكه شوقش زيادتر واضطرابش بيشتر شود ، وسبب لمّى « 1 » در آن اين است كه محبوب فى الحقيقة نيست همين
--> ( 1 ) - اصلى .