محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني
فضايح الصوفيه 182
فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )
امّا مبادى پس آن است كه : مىيابيماكثر نفوس مردمى را كه از براى ايشان تعليم علوم شريفه وصنعتهاى لطيفه وآداب ورياضات است مثل اهل فارس وعراق وشام وروم و هر قومى كه در ايشان علوم غريبه ، و صنايع عجيبه وآداب بديعه هست كه خالى نيستند از اين عشقكه منشأش خوش آمدن ، وشكل معشوق را پسنديدن است ، و ما نمىيابيم كسى را كه قلب لطيف ، و طبع رقيق وذهن دقيقونفس رحيم داشته باشد ، خالى باشد از اين محبت وعشق در اوقات عمرش ، لكن مىيابيم نفوس قاسيه وقلوب جانيه وطبعهاى بد خلق را از اكراد واعراب ، وتركان وفرنگيان خالى از اين نوع محبّت وعشق ، و غير اين نيستند كه اكثر مردم اكتفا كردهاند به محبت وعشق مردان به زنان ، و زنان به مردان از براى حصول تناكح جماع ميان ايشان ، چنان كه مركوز است در طبع ساير جنس حيوان ، از جهت تحصيل نتاج و اولاد ايشان ، كه غرض از آن بقاى نسلوحفظ صورت جنس ونوع است . وامّا غايت وفايدهء مترتبهء بر اين عشق موجود در ظرفا وعقلا وحكما ، پس آن لطافت طبع ورياضتاستكه مترتب مىشود برآن منافع بيكران از تأديب پسران ، و تربيت امردان ، وتهذيب اخلاق واطوارشان وتعليمشان به علوم جزئيّه از قبيل نحو ولغت وبيان وهندسه و غير آن ، وكسبها